234سباعى آنگاه مىافزايد:
ذينىدحلان 1 از عصامى 2 مورخ و دانشمند مكى كه اين حادثه در دوران او اتفاقافتاده، نقل كرده است كه من آنچه را آن روز كعبه با آن آلوده شده بود از نزديك مشاهده كردم و برايم معلوم شد كه آن ماده عجين و مخلوطى است از عدس و نوعى سبزى و روغن بدبو كه داراى رنگ و بوى مدفوع انسان بوده و مىتوانست هر ناظر را به اشتباه بيندازد و بر مدفوع بودن آن اذعان كند.
سباعى كه مورخ و نويسندهاى معتدل است، پس از نقل اين حادثه مىگويد: «ولى آنچه مايه تأسف شديد است اين است كه مردم تا امروز درباره شيعه چنين تصور دارند كه در مذهب آنان اعمال حج كامل نمىشود مگر با تلويث كعبه»!
آنگاه اضافه مىكند:
در صورتى كه اگر عقل را به حكميت بطلبيم بىاساس بودن چنين تصورى روشن خواهد شد؛ زيرا به مقتضاى چنين عقيدهاى بايد هر سال در موسم حج، كعبه هزاران بار و به تعداد حجاج شيعه ملوث و آلوده شود. ولى چه بايد كرد كه ما وقتى در مقابل مخالفان قرار مىگيريم، عقل را از دست مىدهيم و هر سخن ناروا را بر زبان مىرانيم. 3
به نظر مىرسد كه استدلال سباعى بر نفى اين تهمت و نكوهش وى از وجود چنين بينش نسبت به شيعه، همانگونه كه خود اشاره نموده، نشانگر آن است كه چنين تصورى در سطح وسيع بوده و در ميان اقشار مختلف جامعه او رسوخ داشته و او در واقع در سطح گستردهاى از اين بينش انحرافى قرار گرفته كه اينچنين به دفاع پرداخته و برخلاف مسير فكرى جامعه خويش، حركت نموده است.
2. اين حادثه در سال 1144 ه .ق و به فاصله 56 سال از حادثه اول تكرار شد. در سال 1143 ه .ق چند قافله از شيعيان ديرتر از موسم حج به مكه وارد شدند و از انجام مراسم حج محروم گرديدند و طبق معمول آن زمان، در مكه اقامت كردند تا در سال