171دلالت آن، بر وجوبِ اتمام مناقشه كرده و در ذيل صحيحه حماد بن عيسى مىنويسد:
اگر [صحيح حماد] تنها روايتِ دالِ بر اتمام باشد؛ ممكن است دلالت آن را بر وجوب، انكار كنيم؛ چرا كه نهايت چيزى كه روايت بر آن دلالت مىكند، اين است كه تمام بودن نماز، از جمله امور مخزون در نزد خداوند - تبارك و تعالى - مىباشد، بدون اينكه دلالتى بر وجوب يا استحباب آن داشته باشد؛ اما روايات ديگر ظهور در وجوب دارند. 1
بخش سوم: قول به تخيير با افضليت تمام و ادله آن
قائلان به تخيير با افضليت اتمام
در اين بخش، بر خلاف رويه بخشهاى گذشته، به روش مرحوم عاملى در «مفتاح الكرامه» تأسى كرده با توجه به تعبيرات گوناگون فقها در بيان قائلين به تخيير و به جهت گستردگى قائلين اين قول، كلمات علما را به چند دسته كلى تقسيم و اينگونه ارائه مىكنيم:
- علامه حلى در كتاب شريف «تذكره»، 2 صاحب مدارك 3 و مرحوم سبزوارى 4 اين قول را مذهب و رأى اكثر فقها دانستهاند.
- علامه حلى در كتاب «مختلف»، 5 صاحب معالم، 6 اردبيلى، 7 بهبهانى، 8 بحرانى، 9 راشد صيمرى 10 و صاحب جواهر 11 بر اين عقيدهاند كه قولِ مشهور فقها، تخيير با افضليت تمام است.
البته مرحومان حكيم 12 و صاحب جواهر 13 با اين تعبير آوردهاند: «شهرت عظيمى كه نزديك به اجماع فقهاست».
- محقق اصفهانى، 14 سيد ابوالحسن اصفهانى، 15 خويى 16 و صاحب مستمسك 17، اصل تخيير را مشهور مىدانند.
صاحب وسائل 18، اين قول را مذهب همه و يا اكثر اماميه معرفى مىكند؛ صاحب