113كفايت نمى كند، اما اگر نماز را دايره وار اقامه كنند، صحيح است؛ چون در دورههاى گذشته، اين موضوع به صورت عملى، مورد اجماع قرار گرفته است. البته به شرط آنكه مأموم از امام به كعبه نزديكتر نباشد.
از اين مطالب در مىيابيم كه شهيد اول، علت اشكال را در تقدم مأموم بر امام جستوجو مىكند؛ لذا اين شرط را مطرح مىكند كه مأموم از امام به كعبه نزديكتر نباشد.
از گفتههاى شهيد ثانى چنين برمىآيد كه وى نيز علت اشكال را تقدم مأموم بر امام در نماز دايرهاى مىداند. وى مىگويد: اين سخن محقق كه «ولا يجوز أن يقف المأموم قدّام الإمام» 1بدان معناستكه هنگام ايستادن، پاها در يك خط مساوى قرار گيرند. وى افزوده است:
وأما في حال الركوع فظاهرهم أنه كذلك و أنه لا اعتبار بتقدم رأس المأموم. و كذا حال السجود و التشهد، فيجوز تقدم رأس المأموم على رأسه، لكن يستثني منه ما لو كانت الصلاة حول الكعبة، فإنه لا يجوز أن يكون مسجد المأموم أقرب إليها.
به نظر مىرسد كه در حال ركوع نيز همين قاعده مورد پذيرش علماست و جلوتر بودن سر مأموم اهميتى ندارد. درحال سجده و تشهد نيز همين امر صدق مىكند؛ بنابراين، جايز است سر مأموم، جلوتر از سر امام باشد، اما اقامه نماز پيرامون كعبه از اين قاعده مستثناست؛ زيرا جايز نيست سجدهگاه مأموم از سجدگاه امام به كعبه نزديكتر باشد. 2
محمد بن على عاملى جبعى (صاحب مدارك الأحكام)، نوه دخترى ِ شهيد ثانى، هر دو اشكال را مورد اشاره قرار داده است؛ بهگونهاى كه ابتدا سخنان ابن جنيد و شهيد اول در «الذكري» را، كه حاكى از تأكيد بر اشكال نخست است، ذكر نموده و آنگاه گفتههاى علامه در «تذكره» و «منتهى» را كه بيانگر اشكال دوم مىباشد، نقل كرده است. وى در پايان سخن خود مىنويسد: