93سنگريزههاست كه در كنار بناى شاخص قرار دارد، نه سنگهاى پراكنده اطراف آن و نه بناى شاخص؛ زيرا اين بنا به عنوان نشانه محل رمى ساخته شده است.
2. ابن عابدين از علماى اهل سنت (متوفاى 1232ه .ق) مىگويد:
وفي اللباب: و لو وقعت على الشاخص: أي أطراف الميل الّذي هو علامة للجمرة أجزأه. 1
اگر سنگريزه بر شاخص بيفتد؛ يعنى در اطراف ستونى كه علامت جمره است قرار گيرد، كافى است.
ممكن است اين فتوا از اينجا نشأت گرفته باشد كه منظور از شاخص، قسمت پايين ستونها باشد كه جزو جمره است. ولى در هر حال، دليل بر اين است كه ستونها علامت جمره است، نه جمره.
3. امام احمد المرتضى (متوفاى 840 ه .ق) مىگويد:
لا يشترط أن يصيب الجمرة لأنّ المقصود إصابة المرمي و هو موضع الجمرة، فإن قصد إصابة البناء فقيل لا يجزي؛ لأنّه لم يقصد المرمي و المرمي هو القرار لا البناء المنصوب و قيل يجزي لأنّ حكم الهوى حكم القرار. 2
لازم نيست سنگ به جمره اصابت كند؛ زيرا مقصود اصابت كردن به محل رمى است و آن محل سنگريزههاست و اگر نيت كرد به آن بنا (ستون) بزند، بعضى گفتهاند كافى نيست؛ چون قصد محل رمى نكرده؛ چراكه محل رمى، قرارگاه است نه بنايى كه در آنجا نصب شده و بعضى گفتهاند مجزى است؛ چون حكم هوا، حكم قرارگاه است.
اين سخن نيز دلالت دارد كه همه معتقدند محل اصلى رمى، همان نقطه زمين است؛ منتهى بعضى فضاى بالاى آن را هم در حكم آن مىدانند و بعضى نمىدانند.
4. محب الدين طبرى (متوفاى 494 ه .ق) مىگويد:
مرمى حد معينى ندارد، جز اينكه بر فراز هر جمره، عَلَم و نشانهاى برافراشتهاند و آن عمودى است معلق و آويزان كه ريگها را به زير يا به اطراف آن علم مىاندازد و احتياط اين است كه دور از آن محل نباشد. برخى از متأخرين آن را محدود به سه