85
تفسير جمره در كتب ارباب لغت
در متون معروف و مشهور لغت، براى جمره چهار ريشه لغوى گفتهاند:
1. جمره در اصل به معناى «هرگونه اجتماع»، يا «اجتماع قبيله» است و چون جمرات، محل اجتماع سنگهاست، آن را جمره ناميدهاند.
2. جمره به معناى «سنگريزه» است و چون جمرات سنگريزه است، به آن جمرات گفتهاند.
3. جمره از «جِمار» به معناى «به سرعت دور شدن» است؛ زيرا هنگامى كه حضرت آدم(ع) ابليس را در اين محل يافت، او را به وسيله سنگ رمى كرد و شيطان به سرعت از آنجا دور شد.
4. جمره به معناى «قطعه سوزانى از آتش» است (اشاره به جرقههايى است كه گاه از ميان شعله آتش پرتاب مىشود و شبيه سنگريزه است).
معانى سهگانه اول با نامگذارى جمرات تناسب دارد. ولى چنانكه خواهيم ديد، بسيارى از ارباب لغت، روى معناى اول تكيه كردهاند و جمرات را همان محل اجتماع سنگريزهها دانستهاند.
كلمات لغتدانان
در اينجا بخشى از كلمات لغوىها را كه ناظر به معناى فقهى آن است، از نظر خوانندگان محترم مىگذرانيم و جالب اين است كه در گفتار آنها سخنى از ستون در ميان نيست بلكه سخن از محل اجتماع سنگريزههاست:
1. (فيومى متوفاى 770ه .ق) در «مصباح المنير» مىنويسد:
كلّ شيء جمعته فقد جمّرته، و منه الجمرة و هي مجتمع الحصي بمني، فكلّ كومة من الحصي جمرة و الجمع جمرات.
هر چيزى كه آن را جمع كنى، نام جمره دارد و جمره معروف، همان محل جمع