56و ائمه(عليهم السلام)، چيزى جز محل اجتماع سنگريزهها در آن قطعه زمين معين از منا وجود نداشته و در زمان فقهاى پيشين خاصه و عامه نيز وضع به همين منوال بوده است؛ به تعبير ديگر، ستونى به نام جمره در منا نبوده كه به آن سنگ بزنند. بلكه حجاج سنگها را به همان محلى كه امروز به صورت حوضچههايى در اطراف جمرات بنا شده است، پرتاب مىكردند.
نكته
از تواريخ معروف، مانند تاريخ «مروج الذهب» مسعودى و تاريخ «كامل» ابن اثير استفاده مىشود كه در عصر جاهليت، قبر بعضى از افراد منفور و خيانتكار را رجم مىكردند. مسعودى در مروج الذهب مىگويد: هنگامى كه ابرهه همراه لشكر فيل براى خراب كردن كعبه آمد، نخست به طائف رفت. قبيله «بنىثقيف» شخصى به نام «ابورغال» را همراه او فرستادند تا راه آسان به سوى مكه را به او نشان دهد. ابورغال در اثناى طريق، در محلى به نام «مغمس» (ميان طائف و مكه) از دنيا رفت و او را در همان محل دفن كردند. بعد از آن، عرب قبر او را [همه ساله] به خاطر خيانتش سنگسار مىكرد. حتى اين كار به صورت ضربالمثل درآمد؛ چنانكه يكى از شعرا، كه با فرزدق مخالف بوده، مىگويد:
إذا مات الفرزدق فارجموه
كما ترمون قبر أبىرغال
هنگامى كه فرزدق از دنيا مىرود (قبر) او را رجم كنيد، همانگونه كه قبر «ابورغال» را رمى مىكنيد.
همان مورخ در نقل ديگرى مىگويد: بعضى گفتهاند ابورغال كسى بود كه در عصر پيامبر(ص) در مأموريتى كه از سوى آن حضرت در امر جمعآورى زكات پيدا كرده بود، خيانت كرد. قبيلهاش (بنىثقيف) او را كشتند و هر سال قبرش را رجم مىكردند و در اين زمينه، اين شاعر گفته است:
و ارجم قبره فى كلّ عام
كرجم الناس قبر أبىرغال 1