231همچنين در آيات 27 و 28 سوره حج مىفرمايد: (وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ... لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعٰامِ فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ).
در اين آيه شريفه نيز به خوردن گوشت قربانى و اطعام مستمندان از آن گوشت امر شده است و مىدانيم كه امر، ظهور در وجوب دارد. بنابراين هم خوردن شخص حاجى از گوشت قربانى واجب است و هم اطعام آن گوشت به فقرا و مستمندان؛ چنانكه نظريه ابن ادريس 1، صاحب شرايع 2، دروس 3، مسالك 4، مدارك 5، ذخيره 6، كفايه 7، علامه حلى 8 و همچنين ظاهر از عبارت صدوق 9 و ابن ابى عقيل 10 نيز همين است.
لكن ممكن است گفته شود كه امر «كلوا» در هر دو آيه شريفه، در مقام دفع توهم خطر، وارد شده است؛ يعنى اين توهم وجود داشته كه خوردن گوشت قربانى، براى خود حاجى، جايز نيست و خداوند متعال با امر به خوردن، توهم مزبور را زايل نموده است؛ چنانكه زمخشرى در تفسير كشاف، ذيل آيه 28 سوره حج، مىگويد: «الامر بالاكل منها امر اباحة لانّ اهل الجاهلية كانوا لايأكلون من نسائكهم و يجوز ان يكون ندباً لما فيه من مساواة الفقراء و مواساتهم و...».
براين اساس از آنجا كه امر در مقام دفع توهم خطر دلالت بر وجوب ندارد، لذا «كلوا» به معناى وجوب خوردن حاجى از گوشت قربانى نيست 11 و اين، خود به شهادت سياق آيات قرينهاى است بر اينكه امر به اطعام «اطعموا» نيز دلالت بر وجوب ندارد.
اشكال فوق را بعضى از فقها به اين صورت پاسخ دادهاند كه اصل جايز ندانستن خوردن گوشت قربانى در زمان جاهليت، مسئله ثابت و مسلمى نيست؛ بهگونهاى كه موجب دست برداشتن از ظهور امر در وجوب شود.
علاوه بر اينكه غير از آيات شريفه 28 و 36 سوره حج، مىتوان به برخى از روايات