215مقاتله مىشود.
همه فقها به دليل آيات قرآنى كه واضح و روشناند و براى تحقق غرض شارع كه ريختن خون حيوان به قصد تقرب است، ذبح را واجب مىشمارند و خداوند، بندگانش را به هر چه بخواهد، متعبد مىفرمايد. حالا، آنان حكمت و فلسفه آن را دريابند يا نه؛ چنانكه مقتضاى عبوديت، در مورد عدد ركعات نماز و مقدار زكات و كفارهها، امتثال امر است، اعم از اينكه معانى آنها ادراك بشود و در عقل انسان بگنجد يا نه.
ضمن آنكه برخى فوايد و حكمتها براى بشر معلوم است؛ زيرا در عمل ذبح، فداكارى ابراهيم خليل و فرزندش اسماعيل، به ياد مىآيد و اين ياد، مردم با ايمان را به فداكارى برمىانگيزد. علاوه از اينكه چنين كارى، سر اقتصادى دارد و بدين وسيله ساكنان باديه، به نوا مىرسند و اين راز دعاى ابراهيم(ع) است. بنابراين، مسلمانان نبايد به فكر جايگزينى پول نقد به جاى هدى و قربانى باشند. چنين عملى باب تغيير و تبديل بسيارى از احكام را باز مىكند و تزلزل به همه احكام اسلام راه پيدا مىنمايد.
اين مطلب مىماند كه مىگويند گوشتهاى قربانى در منا مىمانند و متعفن مىشوند يا آنها را مىسوزانند و اين كار، خواه ناخواه، اتلاف و تضييع مال است. به نظر ما اين وضع، نتيجه نبودن برنامه و بىتوجهى به احكام شريعت است و الا همه احكام شرع، به نفع بشريت است؛ زيرا اولاً: اسلام از همه حاجىها، قربانى نخواسته است؛ ثانياً: آنجا كه ذبح قربانى را واجب كرده، ذبح را در خصوص منا لازم ندانسته است و ثالثاً: در مورد وجوب قربانى در منا، آن را فقط در روز اول لازم نمىداند. بلكه در همه ايام نحر و همه جاى حرم جايز مىشمارد و در بقيه موارد هم حاجى، ميان ذبح و غير آن، مثل صدقه و روزه، مخير است.
پس اگر حاجيان، احكام شرع را به خوبى بشناسند و بهويژه در مورد خون و ذبح، به وظيفه خود بهطور مشخص عمل كنند، مثلاً آن حاجى و زائرى كه ذبح قربانى بر او مستحب است، صدقه نقدى دهد و آن كس كه قربانى بر او واجب است، با انتخاب