189پيشواى اول شيعيان، آنگاه كه نامه كارگزاران خود را اندكى تعارفآميز و طولانى مىبيند، فرياد برمىآورد كه اسراف در نامهنگارى، هرگز! زيرا اموال مسلمين، تاب و تحمل چنين زيانى را ندارد. 1 حال اگر آن امام همام در جامعه حضور داشت و شاهد چنين وضعيتى در منا بود، چه فريادى برمىآورد؟
روايات و اقتضاى زمان در مسئله حج
نگاهى به روايتهاى قربانى در حج، نشان مىدهد كه پيشوايان اسلام، برابر با پديدههاى زمانى و مكانى، حكم كرده و چه بسا، خود نيز بر پايه آن عمل نمودهاند. نه تنها حكم قربانى حج، متأثر از وضعيت مكلفى است كه در آن قرار گرفته، بلكه همه احكام اسلام نيز داراى چنين خصوصيتى است. واجبات، بنا به چگونگى كاربرد آن، گاه واجب عينى است، گاه واجب كفايى است؛ گاه تخفيف مىخورد، و گاه ساقط مىشود. اينك روايتها را توجه فرماييد:
-خَرَجَ رَسُولُ اللهِ(ص) عَامَ الْحُدَيْبِيَةِ يُرِيدُ زِيَارَةَ الْبَيْتِ لاَ يُرِيدُ قِتَالاً وَسَاقَ مَعَهُ الْهَدْيَ سَبْعِينَ بَدَنَةً، وَكَانَ النَّاسُ سَبْعَ مِائَةِ رَجُلٍ، فَكَانَتْ كُلُّ بَدَنَةٍ عَنْ عَشَرَةٍ نَفَر وَكَانَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللهِ، فِيمَا بَلَغَنِي، يَقُولُ كُنّا أَصْحَابُ الْحُدَيْبِيَة أَرْبَعَ عَشْرَةَ مِائَةً ... فَلَمّا فَرَغَ مِنْ الصّلْحِ قَدِمَ إلى هَدْيِهِ فَنَحَرَهُ ثُمّ جَلَسَ فَحَلَقَ رَأْسَهُ وَكَانَ الّذِي حَلَقَهُ فِيمَا بَلَغَنِي، فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ خِرَاشَ بْنَ أُمَيّةَ بْنِ الْفَضْلِ الْخُزَاعِيّ؛ فَلَمّا رَأَي النّاسُ أَنّ رَسُولَ اللهِ(ص) قَدْ نَحَرَ وَحَلَقَ تَوَاثَبُوا يَنْحَرُونَ وَيَحْلِقُونَ... . 2
پيامبر خدا(ص) در سال حديبيه، به قصد زيارت خانه خدا - نه براى جنگ - با هفتاد قربانى شتر و هفتصد نفر حركت كردند، هر شتر براى ده نفر پيشبينى شده بود. جابر بن عبدالله، تعداد همراهان پيامبر را در اين سفر 1400 نفر اعلام كرد. هنگامى كه ماجراى صلح پيش آمد [و پيامبر موفق به زيارت كعبه نشد] قربانى خود را - در حديبيه- نحر كرد و تقصير نمود و از احرام بيرون آمد. سپس همراهان هم از ايشان پيروى كردند.