122درحالىكه با توجه به گواهى لغتدانان و شهادت علماى شيعه و اهل سنت و دلالت روايات، شكى باقى نمىماند كه جمره، همان مجتمع الحصى است و محلى براى اجراى اصل نيست (هرچند اصل لفظى باشد).
3. تمسك به روايات جمره عقبه
بعضى اظهار مىدارند: در چند روايت، در مورد جمره عقبه آمده است:
«فَارْمِهَا مِنْ قِبَلِ وَجْهِهَا وَ لا تَرْمِهَا مِنْ أَعْلاهَا» 1؛ «آن را از طرف مقابل رمى كن، نه از بالا». تعبير به «وجه» دليل بر اين است كه در آنجا ستونى وجود داشته است.
پاسخ: با توجه به يك نكته، پاسخ اينگونه استدلالها و همچنين پرسشهاى ديگرى كه درباره جمره عقبه مطرح است، روشن مىشود و آن اينكه: جمره عقبه، در يك سراشيبى تند قرار داشته، يكطرف آن بلند و طرف ديگرش پايين بود؛ بهطورى كه در بعضى از روايات، از آن به «وادي» (دره) تعبير شده است. در روايات آمده است كه پيغمبر خدا(ص) در طرف پايين دره ايستاد و جمره را رمى كرد و از رفتن به طرف بالاى جمره، نهى فرمود؛ حتى از روايات استفاده مىشود براى اينكه مردم به طرف بالا نروند، در آنجا ديوارى ساخته شد و بعداً نيز مسجدى ساختند تا راه را بر كسانى كه مىخواهند به طرف بالا بروند، ببندند (و شايد فلسفه اين حكم آن بوده كه اگر گروهى بالا و گروهى پايين قرار مىگرفتند، خطر اصابت سنگ براى پايينىها زياد بود).
به هر حال كسى كه در طرف پايين مىايستاد، جمره (يعنى محل اجتماع سنگها) روبهروى او بود و تعبير به وجه نيز به همين جهت است و تعبير به
«مِنْ أَعْلاهَا» مفهومش اين است كه از تپه بالا بروند و از بالا سنگ به درون جمره پرتاب كنند. از اينجا نكته ديگرى كه براى بعضى شگفتآور شده است نيز روشن مىشود و آن اينكه مرحوم علامه حلى در «منتهى» فرمود: