99مشروع را سلب مىكند و نه به انسان، آزادى بدون مرز مىدهد، نه زندگى را تنها پرداختن به كارهاى مذهبى مىداند، نه مخالف بهره بردن از زندگى دنيا مىباشد و نه كوچكترين نيازمندى مادى و معنوى جامعه و فرد را ناديده مىگيرد و... . عامل پيشرفت اسلام، در درجه اول، همين پيراستگى و قابل فهم بودن و همهجانبه بودن قوانين آن است.
نويسنده كتاب «سيره حلبيه» نقل مىكند:
پيامبر(ص)، چند تن از بزرگان قبيله «بنىشيبان» را ديد و آنان را به دين خدا دعوت نمود و به آنان فرمود: «شما را دعوت مىكنم كه به يگانگى خدا گواهى دهيد و بدانيد كه من، پيامبر خدايم. مرا پناه دهيد و يارى كنيد؛ زيرا قريش، به مخالفت با اوامر خدا برخاستهاند، پيامبر او را تكذيب مىكنند، باطل را گرفته و حق را رها كردهاند و خداست كه بىنياز و شايسته حمد و سپاس است».
يكى از آنها كه نامش «مفروق» و مردى خوشرو بود، گفت: «ديگر به چه چيزى، دعوت مىكنى»؟ پيامبر(ص)، آيه 151 سوره انعام را براى او تلاوت فرمود. مفروق گفت: «اين سخن مردم نيست. اگر از سخن مردم بود، ما مىشناختيم». سپس گفت: «ديگر به چه چيز دعوت مىكنى»؟ حضرت، اين آيه را قرائت فرمود:
(إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ وَ إِيتٰاءِ ذِي الْقُرْبىٰ وَ يَنْهىٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) ؛ «خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان، فرمان مىدهد و از فحشا و منكر و ستم، نهى مىكند. خداوند به شما اندرز مىدهد. شايد متذكّر شويد». (نحل:90)
مفروق گفت: «به خدا كه تو به تمامى اخلاق و اعمال نيك، دعوت مىكنى. مردمى كه از حق روى گرداندند و تو را تكذيب كردند و با تو دشمنى ورزيدند، سخت گمراهاند». 1