83
نقد
اولاً: ما منكر اين مسئله نيستيم كه گاهى بايد مقابل دشمنان، از زور و قدرت و جهاد، استفاده كرد. ولى جهاد، دواى هر دردى نيست و هنگام ضرورت و با رعايت شرايط خاص، ضرورت مىيابد.
ثانياً: سيد قطب كه سلفى است، بايد تأمل كند كه كداميك از سلف صالحش براى پياده كردن اسلام در جامعه، دست به چنين كارى زده است.
ثالثاً: اگر حضرت على(ع) با اصحاب جمل و صفين مقابله كرد، بدان علت بود كه آنان قيام عليه امنيت مسلمانان نموده بودند؛ نه آنكه حضرت براى اجراى اسلام در جامعه عصر حكومتش، قيام كرده و جهاد نموده باشد.
رابعاً: بىترديد، استفاده از زور، يكى از وسايل متعارف براى رسيدن به اهداف است و اين اختصاص به امت اسلامى ندارد. ولى سؤال اينجاست كه همراه با چه افرادى و با كدام شعار؟! آيا كفايت مىكند گروهى، ادعاى اسلام كنند و خودشان را متولى آن بدانند و بر اموال و خونهاى مردم، مسلط گردند و تنها خود را صاحب حق بدانند؟! چه جنگهايى كه براساس اين ادعاها، صورت گرفته و چه خونهايى كه بر زمين، ريخته شده است!
و) تولى و تبرى
مقصود از تولى و تبرى نزد سلفيه جهادى، دوستى با مؤمنان و يارى آنان و بيزارى از كافران و دشمنان و نبرد با آنان است.
«ابومحمد مقدسى» مىگويد:
الذي يميز هذا التيار عن غيره هو الولاء والبراء الذي هو من اوثق عرى التوحيد وقد بيّنا ذلك في كتابنا «ملة ابراهيم». كما انّ من اول الواجبات على الموحد ان يبرأ ويكفر بالارباب المتفرقين والمسميات الكثيرة التي تعبد من دون الله... . 1