68الخلافية فجرءوا الناس على هذا الأمر العظيم حتى صاروا يكفرون من يخالفهم في بعض العادات وإن كانت من البدع المحظورات ثم هم على عقائد الكافرين وأخلاق المنافقين ويعملون أعمال المشركين ويصفون أنفسهم بالمؤمنين الصادقين. 1
از هيچيك از صحابه نشنيدم كه كسى را تكفير كرده باشد. پس انكار كننده كارها و گفتههايى كه مخالف با برخى از آنچه به دين استناد داده شده و علم به آن، به حد ضرورت نرسيده است؛ يعنى سندش همانند سند قرآن، قطعى نيست، كافرِ به قرآن، شمرده نمىشود؛ مگر آنكه قصدش از انكار، تكذيب پيامبر(ص) باشد.
البته برخى از متأخران، با تكفير كسانى كه متعرض برخى از ظنيات شدهاند يا با موضوعى، مخالفت كردهاند كه اجتهادى بوده يا برخى از مسائل اعتقادى را انكار كردهاند، باعث گستاخى و دليرى مردم بر اين كار بزرگ شدهاند؛ به حدى كه مخالفان خود را در برخى از مسائل عادى نيز تكفير نمودهاند؛ گرچه از بدعتهاى حرام باشد. آنان بر عقايد كافران و اخلاق منافقان مىباشند و اعمال مشركان را انجام مىدهند؛ درحالىكه خود را مؤمن راستگو، توصيف مىنمايند.
ز) مساجد
آنان بر اثر اعتقادشان در شناخت مسلمان از كافر و همچنين نظريه كنارهگيرى از مردم و جامعه كفرآميز، ديدگاه خاصى نيز درباره مساجد مسلمانان دارند و مىگويند چون مردم، به اعتقاد آنان، خداوند را آنگونه كه بايد، عبادت نمىكنند، اين مساجد همچون مسجد ضرار و معابد عصر جاهليت است. ازاينرو آنان به تحريم نماز در آن مساجد، به استثناى مسجدالحرام، مسجدالاقصى، مسجد قبا و مسجدالنبى(ص)، حكم كردهاند.
آنان معتقدند هيچ مسجدى را نمىتوان مسجد ناميد؛ مگر آنكه سه شرط داشته باشد: