27المناهج العقلية خطر يهدد صفاء الاسلام و نقاءه وينذر بتفكّك الأمّة و انهيارها. 1
اين امام احمد بن حنبل، امام اهل حديث و اثر در قرن سوم هجرى است كه نمايانگر روش سلفى مىباشد. او چگونه در عصر عباسى، در برابر معتزله ايستاد؛ زيرا آنان روشهاى عقلى را در قرائت نصوص و تأويل آن، به كار مىگرفتند و اصول منطقى را از تمدن يونان از راه ترجمه و تعامل نزديك استفاده مىكردند. ازاينرو اهل حديث در اين روش عقلى، خطرى يافت كه صفا و خالصى اسلام را تهديد مىكند و باعث از همپاشيدگى و نابودى امت مىگردد.
«شهرستانى» مىگويد:
سلف از اصحاب حديث، وقتى مشاهده كردند كه چگونه معتزله در مسائل كلامى فرو رفته است و با دخالت دادن عقل در مسائل اعتقادى، با سنتى كه از سلف رسيده، مخالفت مىكنند، متحير شدند كه با آيات متشابه و اخبار پيامبر امين(ص) چه كنند. احمد بن حنبل و داوود بن على اصفهانى و جماعتى از ائمه سلف، تصميم گرفتند كه در مسائل اعتقادى، به روش پيشين اصحاب حديث، مانند مالك بن انس و مقاتل بن سليمان، عمل كنند. آنان گفتند: ما به آنچه در قرآن و سنت آمده، ايمان مىآوريم؛ بدون آنكه متعرض تأويل شويم. 2
«شيخ عبدالعزيز عزّالدين سيروان» نيز مىگويد:
گويا عامل اساسى اين تمسك شديد كه از احمد بن حنبل مشاهده مىكنيم، آن است كه او در عصر خود، فتنهها و خصومتها و مجادلههاى كلامى را مشاهده نمود و از طرفى نيز افكار غريب و عقايد گوناگون و تمدنهايى را ملاحظه كرد كه چگونه در حوزههاى علمى اسلامى وارد شده است. ازاينرو براى نجات اعتقادات اسلامى، به سلفىگرى شديد روى آورد. 3