250بهسوى آنان آمدند؛ در آن زمان كه دو نفر [از رسولان خود] را بهسوى آنها فرستاديم. اما آنان رسولان [ما] را تكذيب كردند. پس براى تقويت آن دو، شخص سومى را فرستاديم... . و مردى [باايمان] از دورترين، نقطه شهر، با شتاب آمد، گفت: «اى قوم من! از فرستادگان [خدا] پيروى كنيد! از كسانى پيروى كنيد كه از شما اجر و پاداشى نمىخواهند و خود هدايت يافتهاند!
ثانياً: هدايت با حجيت سنت، به نحو موضوعيت و مرجعيت دينى، فرق مىكند و هركسى كه هدايت يابد، دليل بر حجيت سنت او نيست؛ زيرا اين عنوان براى شخص معصوم است.
ثالثاً: بر فرض تمام بودن دلالت آيه، به صحابه اختصاص ندارد. بلكه شامل تمام افراد صالحى مىشود كه اين دو صفت را داشته باشند؛ درحالىكه ابنقيم، چنين مطلب مطلقى را قبول ندارد.
رابعاً: برخى از آيات و روايات دلالت دارد كه وصف هدايت بر آنان تا آخر عمر، باقى نماند؛ زيرا كارهاى خلافى از آنان سر زد.
خامساً: «لعل» در آيه، براى مكلف است؛ نه خدا؛ يعنى اميد از شما مىرود كه با ديدن آيات خدا، هدايت شويد.
همچنين نويسنده بر وجوب پيروى از صحابه و سلف، به اين آيه استدلال كرده است:
(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّٰاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ) (آلعمران: 110)
شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شدهاند؛ [زيرا] امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد.
در پاسخ به اين استدلال، مىگوييم:
اولاً: امر به معروف و نهى از منكر، مشروط به علم است و دليلى وجود ندارد كه تمام