231از او را از ويژگىهاى روش سلفى مىداند؛ درحالىكه پيروى از حاكم عادل، در معروف لازم است.
نويسنده، نصيحت پنهانى واليان امور را از ويژگىهاى روش سلفى مىداند؛ درحالىكه گاهى مصلحت بر خروج علنى است؛ همانگونه كه امام حسين(ع)، سرور جوانان بهشت، به تصريح پيامبر(ص)، انجام داد. همچنين او، وجوب امر به معروف و نهى از منكر را از ويژگىهاى روش سلفى مىداند؛ درحالىكه چنين نيست.
نويسنده ادعا مىكند پيروان منهج سلفى، آگاهترين مردم به احوال و اقوال و افعال پيامبر(ص) و روايات صحيح مربوط به اويند. اما گفتنى است كه پيرو هر منهجى، چنين ادعايى دارد. همچنين وى ادعا دارد راه سلف صالح، استوارترين و سالمترين راه است؛ درحالىكه اين مطلب، فقط يك ادعاست و دليل معتبرى بر آن، وجود ندارد.
نويسنده مدعى است، پيروان منهج سلفى، حد وسط بين فرقهها و نمايانگر دين اسلاماند و در اينباره، به آيه (وَ كَذٰلِكَ جَعَلْنٰاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً) ، استدلال مىكند؛ درحالىكه اين آيه، مربوط به عموم امت اسلامى است و ادعاى او در اينباره، بىدليل مىباشد و پيرو هر فرقهاى نيز چنين ادعايى دارد.
نويسنده مدعى است منهج سلفى، بين اصالت و معاصر بودن را جمع كرده و روش اصيل و تجديدپذير است كه قائم بر تعظيم نصوص قرآن و سنت بوده و از تقليد كوركورانه و پيروى بدون حجت و دليل بر حذر داشته و دعوت به فتح باب اجتهاد، با شرايط و ضوابط كرده است. التبه گفتنى است كه اين مورد نيز از خصايص اين منهج نيست و هر روشى، چنين ادعايى دارد.
همچنين وى مدعى است منهج سلفى، قائم بر آشكار بودن در دعوت است؛ درحالىكه بايد گفت هر منهجى، چنين ادعايى دارد.
همچنين او معتقد به حقوق منهج سلفى براى پيروان خود است؛ از قبيل توجه به فراگيرى علم، دعوت به منهج سلفى، رد ادعاهاى باطل و كشف بطلان ادعاهاى