206اينكه برخى از گروهها، تظاهرات مىكنند و شورش مىنمايند، هيچگونه ارتباطى با دين ندارند. بلكه اينگونه كارها، از كشورهاى كفر، وارد جامعه اسلامى شده و اقداماتى از قبيل به آتش كشيدن ماشينها، به آن اضافه گشته است؛ كارى كه سبب امراض و تخريب مؤسسات تعليمى و اقتصادى و مؤسسات عمومى است.
نقد
اولاً: اگر حاكمى، به آنچه خدا فرموده، حكم نمىكند و به مردم، ظلم و ستم مىنمايد، آيا مردم حق اظهار نظر، عليه او و اعلام موافق نبودن با عملكرد او را ندارند؟!
ثانياً: چه كسى، به هرج و مرج و تخريب اموال عمومى، دعوت كرده است؟ اينگونه كارها، با شرع و شريعت موافق نيست.
همچنين نويسنده مىگويد:
والمظاهرات أول نواة الخروج على الحكام الذي نتج عنه سفك الدماء وهتك الأعراض والتسلط على السنة وأهلها وتعطيل دور المساجد من العلم والتعليم والإصلاح حتى أصبحت وكراً لدعاة المظاهرات والاضطرابات وهذا مصدره التهييج السياسي وهناك أصابع خفية تحاول بث مثل هذه الأمور لإفساد المجتمعات الإسلامية. 1
تظاهرات، نخستين هسته خروج بر حاكم است كه به خونريزى و هتك حرمت و تسلط بر سنت و اهل آن و تعطيل شدن موقعيت مساجد از علم و تعليم و اصلاح، مىانجامد؛ به حدى كه پايگاهى براى رهبران تظاهركننده و شورشها مىگردد و منشأ آن، تحريك سياسى است و در آنجا، دستههاى مخفى وجود دارد كه درصدد گسترش اينگونه مسائل براى ايجاد فساد در جوامع اسلامى است.