198چه خطرهايى دارد، هرگز تمسك به آنها نمىكند؛ زيرا روايات سيف درباره ابنسبأ، ثابت مىكند كه برخى از صحابه از اهل بدر و ديگران، از دستياران و مجريان خطوط فكرى عبدالله بن سبأ بودهاند! و زود است كه تفصيل اين مطلب بيايد تا براى مردم روشن شود كه خطر اثبات ابنسبأ با موقعيت كامل او، از نفع آن، بيشتر است و ازاينرو بيشتر دانشمندان مسلمان، درصدد نفى موقعيت عبدالله ابن سبأ، از قرون اول تا امروز، بودهاند. 1
او در ادامه مىگويد:
سليمان عوده، بين دو مسئله كه به تمام معنا مختلف است، خلط كرده است. مسئله وجود عبدالله بن سبأ و اين مسئلهاى است كه دكتر در روايات غير سيف بن عمر نيز يافته است؛ گرچه احتياج به درس و بحث دارد كه آيا اين روايات، با ضعفشان، براى اثبات وجود او كافى است يا خير؟ ولى در اين مسئله، كمتر اختلاف شده است.
مسئله مهمتر، موقعيت عبدالله بن سبأ در فتنه است. دكتر سليمان، اين مسئله را تنها در روايات سيف بن عمر يافته است! و موقعيت ابنسبأ در فتنه، اساس مطلب است و اين موقعيت را كسى جز سيف بن عمر، به زبان جارى نكرده است!
براى روشن كردن فرق بين دو مسئله، شما شخصيت مشهورى، همچون خالد بن وليد را در نظر بگيريد كه وجودش متواتر است. آيا اخبارى درباره خالد بن وليد، نيست كه هرگز صحيح نمىباشد؟! آيا وجود خالد بن وليد مىتواند توجيهكننده اثبات تمام رواياتى باشد كه به او نسبت داده شده است؛ چه صحيح يا دروغ، يا اينكه نبايد بهجز روايات مقبول را به او نسبت داد. داستان عبدالله بن سبأ نيز مثل همين است؛ به اين معنا كه اگر عبدالله بن سبأ، وجود داشته است، جايز نيست كه اخبار دروغين را نيز به او نسبت داد.