185
دليل چهارم
البانى مىگويد:
قال الله تعالى: (يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمٰا بَلَّغْتَ رِسٰالَتَهُ ) 1 و قال: (وَ مٰا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاٰغُ الْمُبِينُ ) 2 و قال النبي(ص): «بلّغوا عنّي متفق عليه...».
و معلوم انّ البلاغ هو الذي تقوم به الحجة على المبلّغ و يحصل به العلم فلوكان خبر الواحد لايحصل به العلم لم يقع به التبليغ الذي تقوم به حجة الله على العبد... . 3
خداوند متعال فرمود: «اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت، برتو نازل شده است، بهطور كامل [به مردم] ابلاغ كن و اگر چنين نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى. همچنين خداوند مىفرمايد: «و بر پيامبر، چيزى جز ابلاغ آشكار نيست» و پيامبر(ص) فرمود: «از طرف من، ابلاغ كنيد» و اين حديثى است كه در تمام صحاح سته آمده است... و معلوم است ابلاغ، چيزى است كه به سبب آن، حجت بر مبلّغ تمام مىشود و به آن، علم حاصل مىگردد و اگر خبر واحد، موجب علم نشود، تبليغى كه موجب برپايى حجت خدا بر بندگان است، واقع نمىگردد... .
در پاسخ به اين استدلال، مىگوييم:
اولاً: از آنجا كه پيامبر(ص)، به ادله عقلى و قرآنى، معصوم است و از هرگونه اشتباه و سهوى در امان مىباشد، ابلاغ او، موجب علم و يقين است و اين خلاف آن روايات و ابلاغاتى است كه به واسطه، از پيامبر(ص) نقل شده است.