179امتي ما يوعدون. 1
... ستارگان، امان آسماناند و هرگاه آنان از بين روند، نظام آسمان، برهم مىخورد. من نيز براى اصحابم امانم. هرگاه از ميان آنان بروم، به آنچه وعده داده شدهاند، خواهند رسيد و اصحاب من امان اين امتاند و هر وقت اصحابم از دنيا رحلت كنند، به امتم آنچه وعده داده شده، خواهد رسيد.
نويسنده در وجه استدلال به آن مىگويد:
أنه جعل نسبة أصحابه إلى من بعدهم كنسبته إلى أصحابه وكنسبة النجوم إلى السماء ومن المعلوم أن هذا التشبيه يعطي من وجوب اهتداء الأمة بهم ما هو نظير اهتدائهم بنبيهم. 2
پيامبر(ص) نسبت اصحابش به بعد آنان را همانند نسبت خود به اصحابش و همانند نسبت ستارگان به آسمان قرار داد و معلوم است كه اين تشبيه، دلالت بر وجوب هدايت يافتن امت به آنان دارد؛ همانند هدايت يافتن مردم به پيامبرشان.
نقد
اولاً: اين حديث، به دليل وجود «ابوبرده» ضعيف است، زيرا او به جرائم سنگين، مشهور است. او كسى است كه در كشتن صحابى بزرگوار «حجر بن عدى» و اصحابش، دست داشت؛ بهطورى كه عليه آنها، به دروغ شهادت داد. 3
ابن ابىالحديد، ابوبرده، فرزند ابوموسى اشعرى را از جمله منحرفان از امام على(ع)، معرفى كرده است. او كسى است كه دست «ابوغاديه جهنى» را به دليل كشتن «عمار بن ياسر»، بوسيد و براى او دعا كرد. 4