177خداوند متعال، بر آنان گواهى به علم داده است؛ آنجا كه مىفرمايد: «كسانى كه به ايشان علم داده شده است، آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده، حق مىدانند».
نقد
اولاً: مقصود از «اوتوا العلم»، عموم صحابه نيست. بلكه افراد خاصى است؛ زيرا برخى از صحابه، به مسائل دينى خود نيز آگاهى كامل نداشتند.
ثانياً: علم داشتن، دليل بر لزوم پيروى و حجيت سنت نيست.
ثالثاً: اين آيه، دلالت ندارد كه تمام صحابه، اهل علم و دانش بودهاند؛ تا از آن، حجيت سنت تمام صحابه، استفاده شود.
رابعاً: مطابق روايات بسيارى كه از پيامبر اكرم(ص) رسيده، مصداق بارز و اتم و اكمل اين آيات، امام على(ع) است؛ زيرا اوست كه مدينه حكمت و باب علم پيامبر(ص)، بوده است.
خامساً: بر فرض شمول اين آيه بر تمام صحابه، عالم بودن، دلالت بر عصمت از خطا و نسيان ندارد؛ تا پيروى از آنها واجب باشد؛ زيرا همانگونه كه پيشتر ذكر شد، سخن از حجيت موضوعى است؛ نه طريقى.
سادساً: ممكن است كه مقصود از «علم» در آيه مورد بحث و استدلال، اصول و كلياتى باشد كه بر پيامبر(ص) نازل شده است؛ نه تفاصيل و جزئيات آن؛ تا بتوان آنان را مرجع دينى مردم، در تمام مسائل دانست.
همچنين نويسنده در لزوم پيروى از سلف، به آيه (وَ كَذٰلِكَ جَعَلْنٰاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَى النّٰاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً) ؛ «و بدينگونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد» (بقره: 143)، استدلال مىكند و در تقريب استدلال به آن، مىگويد: