106سيد قطب، معتقد است كه امت اسلامى، آبروى وجودى خود را از قرنها پيش، از دست داده است و هماكنون، سرزمينى كه اسلام در آن حكمفرما باشد، وجود ندارد؛ زيرا امت اسلامى، جماعتى است كه بايد تمام زندگى و برنامهها و ارزشهايش، برگرفته از اسلام باشد؛ درحالىكه چنين امتى، از مدتها پيش، وجود خود را از دست داده است و بايد دوباره آنها را از نو بنا كرد تا رهبرى اسلام بر جامعه، بازگردد.
لزوم ترسيم راه براى تغيير و تحول در جامعه اسلامى
سيد قطب مىگويد:
لابدّ لهذه الطّليعة التي تعزم هذه العزمة من معالم في الطريق معالم تعرف منها طبيعة دورها وحقيقة وظيفتها و صلب غايتها ونقطة البدء في الرحلة الطويلة كما تعرف منها طبيعة موقفها من الجاهلية الضاربة الأطناب في الرحلة الطويلة. 1
بايد براى شروع در اين كار و عزم در آن، نشانههايى را در راه قرار داد؛ نشانههايى كه از آنها، طبيعت نقش اين كار و حقيقت وظايف آن و استحكام غايت و هدف آن و نقطه شروع در يك حركت طولانى، شناخته شود؛ همانگونه كه توسط آنها، طبيعت جايگاه آن، از جاهليتى كه حركتى طولانى داشته و راه و مسير زيادى را پيموده است، شناخته مىشود.
ضرورت الگوپذيرى از يك نسل نمونه
انديشمندان اسلام براى اعاده حيثيت اسلامى، به ضرورت الگو گرفتن از يك نسل از جامعه اسلامى معتقدند.
سيد قطب، چون سلفى است، براى بازگرداندن امت به كمال و تغيير آن از وضعيت موجود، معتقد است بايد نظرى در صدر اول اسلام داشت؛ زيرا او مردان صدر اسلام را