173
3. صيانت از مقدسات دينى
با مطالعه آثار تاريخى و تمدنهاى نخستين بشرى مىتوان روح عبوديت و پرستش را در وجود انسان جستوجو كرد؛ زيرا انسان بهطور فطرى دوست دارد معبودش را تقديس كند؛ بنابراين وقتى سخن از مقدسات به ميان مىآيد، اين به دين خاصى مربوط نمىشود، بلكه پديدهاى است كه با انسانيت انسان و فطرت او در ارتباط است و به اندازه حيات انسان قدمت دارد؛ ازاينرو درحقيقت صيانت از مقدسات دفاع از مقام عالى انسانى است. آرى مقدساتى كه با فطرت و عقل سليم بشر سازگارى ندارد و درحقيقت خرافهاى بيش نيست، هيچگونه تقدسى ندارد؛ ازاينرو پيامبران الهى با مقدسات بتپرستان و عقايد خرافى مشركان مقابله مىكردند.
وانگهى آن چيزى كه انسان را از ديگر جانداران ممتاز مىكند، قوه اختيار اوست كه از لوازم آن داشتنِ انديشه، تفكر و تعقل و از توابع آن مسئوليتپذيرى است، بنابراين وقتى انسان با استفاده از عالىترين نيروهاى وجود خود به بينشى دست يافت و با اراده و اختيار خود آن را پذيرفت، بايد براى آن حرمت ويژه و قداست قائل شود؛ بنابراين كسى حق ندارد به آن اهانت و دستدرازى، يا آن را استهزا كند؛ بدين جهت ممنوعيت توهين به مقدسات از مصاديق دفاع از انسانيت و حفظ حقوق بشر است.
4. صيانت از شخصيتها
بهطور كلى، توهين به اشخاص و امور محترم، به حكم عقل، ممنوع و قبيح است و اين حكم، ريشه در بناى عقلا دارد؛ زيرا عقلاى عالم و همه نظامهاى حقوقى، اهانت را ممنوع مىدانند و مطابق شأن و مقام شخص توهينشده براى آن مجازات تعيين مىكنند.
در مقررات همه كشورهاى جهان، توهين به رئيس مملكت، از بزرگترين انواع