159اگر خواجه نصير در آن واقعه حضور يا دخالت داشته، چرا از كشتهشدن شيعيان ممانعت نكرده و چرا مانع از آتشزدن حرم كاظمين نشده است؟
ى ) بىتقصير بودن شيعيان
مورخان اهل سنت پس از آنكه خلافت خود در بغداد را از دست دادند، به دنبال مقصر مىگشتند و نزديكترين و راحتترين مقصر را رقباى خود، يعنى شيعيان يافتند. اما اين مسئله در روزهاى واقعه و سالهاى نزديك به آن رويداد ثبت نشد، بلكه پس از گذشتن چند دهه از سقوط بغداد در منابع نگارشيافته توسط اهل سنت سر برآورد و در اين وقت بود كه شروع به انداختن تقصير بر گردن شيعيان كردند، و شاهد آن را نقش خواجه نصيرالدين طوسى و مؤيدالدين ابنعلقمى وزير مستعصم عباسى گرفتند؛ درحالىكه صدها عالم دينى و شخصيت سياسى اهل سنت در دربار مغولان بودند و اساساً اين قوم مسلمان نبودند تا به اين موضوع حساس باشند.
ك) دعوت علماى اهل سنت از مغولها
از تاريخ استفاده مىشود كه علماى اهل سنت از آنجا كه از اسماعيلىها و كشتار آنان خسته شده بودند، لباس رزم پوشيدند و نزد حاكم مغول آمدند و از او خواستند تا به آنان كمك، و به قلعههاى اسماعيلىها حمله كند، درحالىكه نمىدانستند اگر مغولان به جايى حمله كنند؛ هيچ گروه و دستهاى را رها نمىكنند و زنده نمىگذارند؛ همانگونه كه پس از ورود به بلاد اسلامى، بهويژه بغداد، شيعه و سنى را كشتند و همه را قتلعام كردند.
ل) كنترل مغولها از اهداف ورود خواجه به دربار مغولان
گرچه خواجه نصيرالدين طوسى تسليم هلاكوخان شد و در ركاب لشكر او درآمد، ولى او اين كار را به هدف اصلاحگرانه انجام داد؛ زيرا از اين طريق مىخواست تا او را