153ذهبى نيز به اين مطلب اعتراف كرده است و مىنويسد:
وفي سنة خمسٍ [وخمسين ستمائة] سار هولاكو من هَمَدان قاصدا بغداد، فأشار ابن العَلْقَمِي الوزير على الخليفة ببذل الأموال والتحَف النّفيسة إليه، فثناه عن ذلك الدّويدار وغيره، وقالوا: غرض الوزير إصلاح حاله مع هولاكو. فأصغى إليهم وبعث هديّة قليلة مع عبد الله بن الجوزيّ، فتنمّر هولاكو وبعث يطلب الدوَيْدار وابن الدوَيْدار وسليمان شاه فما راحوا. وأقبلت المغل كاللّيل المظلم. 1
و در سال 655ه.ق هلاكو از همدان به قصد بغداد حركت نمود، ابن علقمى وزير به خليفه پيشنهاد بذل اموال و تحفههاى گرانسنگ را به او داد، ولى دويدار و ديگران با آن مخالفت كردند و گفتند: غرض وزير اصلاح حال خود با هلاكوست و خليفه به سخنان آنان گوش فرا داد و هديه اندكى همراه عبدالله بنجوزى فرستاد. هلاكو خشمناك شد و پيكى فرستاد تا دويدار و ابندويدار و سليمان شاه به نزد او آيند، ولى آنان تمكين نكردند. لذا مغولان همانند شب تاريك به سوى بغداد حركت كردند.
از تمام اين شواهد و شواهد بعد استفاده مىشود ابنعلقمى و خواجه نصيرالدين طوسى در حمله مغولان به بغداد دخالتى نداشتند و سوءتدبير مستعصم و نزديكان او در عملىشدن نقشه حمله مغول به بغداد نقش اساسى داشته است؛ زيرا گرچه اين نقشه از پيش آماده شده بود، ولى مىشد با تدبير دقيق از عملىشدن آن جلوگيرى كرد.
و) دعوت ناصر لدين الله از مغولان
«ناصر لدين الله» از حاكمان عباسى كه جد مستعصم است، پيش از او از چنگيزخان جد هلاكوخان دعوت مىكند تا به جهت اختلافاتى كه با خوارزمشاه داشت، او را از شرش نجات دهد.