140در روايات آمده است على بنيقطين كه وزير رشيد بود، در زندان خود گروهى از مخالفان خود را جمع كرده بود، و او از خواص شيعه به حساب مىآمد. به غلامانش دستور داد تا سقف زندان را بر روى آنان خراب نمايد و همه آنان كه حدود پانصد مرد بودند، همگى كشته شدند. او خواست تا از تبعات خونهاى آنان خلاصى يابد، بنابراين كسى را به سوى امام مولاى ما كاظم [(ع)] فرستاد [تا از حكم آن از حضرت سؤال كند]. حضرت در پاسخ نامهاش چنين نوشت: «اگر پيش از كشتن آنان از من سؤال مىكردى، بر تو چيزى از خونهاى آنان نبود. ولى چون اين كار را نكردى، بايد از طرف هر مردى كه از آنان به قتل رساندهاى، به اندازه ديه آلت بز بدهى و اين از او برتر است.
پاسخ
اولاً اين روايت مرسل است و سيد نعمتالله جزايرى نيز مىگويد: «در روايت آمده» و براى آن سندى ذكر نمىكند، و روايت مرسل اعتبارى ندارد؛
ثانياً تنها مصدر اصلى اين روايت الانوار النعمانية است كه مؤلف آن متوفاى 1112ه.ق بوده، و هيچكس پيش از او آن را نقل نكرده است؛
ثالثاً سيد نعمتالله جزايرى اين روايت را در باب نواصب آورده است، نه مطلق مخالفان و اهل سنت؛ بنابراين مقصود او از مخالفان در اين روايت، نواصب است، نه مطلق اهل سنت؛
2. اتهام به شيعيان عراق
از جمله اتهامات مخالفان به شيعيان و ادعاى ارهابىبودن آنان، بهدستگرفتن حكومت عراق پس از حمله آمريكا به آن و تسلط بر اهل سنت است. مخالفان ادعا مىكنند در اين عصر كه شيعيان حكومت را در دست گرفتهاند، بسيارى از اهل سنت به قتل رسيدهاند، و همه اين اقدامها زير چتر آمريكا و غرب صورت گرفته است.