114آن زن گفت: آرى فدايت گردم آنان مرد را جلو آوردند و سرش را از بدنش جدا نمودند؛ آن زن در برابر او ايستاد و صيحهاى زد و جان داد و چون بر رسول خدا(ص) وارد شدند، او را از اين واقعه خبر دادند حضرت فرمود: «آيا در ميان شما مردى رحم كننده نبود»؟
محمد ناصرالدين البانى پس از نقل اين حديث مىگويد:
وثقه النسائي، وروى عنه جمع، ومن فوقه من رجال (الصحيح)، إلا أن علي بن الحسين ابن واقد روى له مسلم في (المقدمة)، وهو صدوق يهم كما في (التقريب)، فالإسناد حسن كما قال الهيثمي في (المجمع). 1
نسائى او (محمد بنعلى بنحرب) را توثيق كرد و جمعى از او روايت كردهاند و كسانى كه فوق اويند از رجال صحيح مىباشند، مگر على بنالحسن بنواقد كه مسلم در «مقدمه» از او روايت كرده، و او صدوق سست و متوهم است آنگونه كه در «التقريب» آمده، پس سند آن صحيح بوده، آنگونه كه هيثمى در «المجمع» گفته است.
2. اعتراف مستشرقان
«گوستاو لوبون» مىگويد:
بعضىها (اروپائيان) عار دارند كه اقرار كنند يك قوم كافر و ملحدى (مسلمانان) سبب شدهاند، اروپاى مسيحى از حال توحّش و جهالت خارج گردد. لذا آن را مكتوم نگاه مىدارند... . نفوذ اخلاقى همين قوم وحشى(مسلمانان)، اروپا را كه سلطنت روم را زير و رو نمودند، داخل در طريق [بشريت] نمود و نيز نفوذ عقلانى مسلمانان دروازه آنان را باز كرد و تا ششصد سال استاد ما اروپائيان بودند. 2