112بر تو! چه كسى به عدالت رفتار مىكند، اگر من به عدالت رفتار ننمايم؟ تو زيان و خسران ديدى اگر من به عدالت رفتار نكنم عمر بنخطاب گفت: بگذار تا من اين منافق را به قتل رسانم حضرت فرمود: پناه مىبرم به خدا از اينكه مردم بگويند من اصحابم را به قتل رساندهام. همانا اين مرد و اصحابش قرآن را تلاوت مىكنند، ولى از حنجره آنان تجاوز نمىكند، و از دين خارج مىشوند، همانگونه كه تير از كمان خارج مىشود.
عبدالرحمان بنابىليلى مىگويد:
حدّثنا اصحاب رسول الله(ص): انّهم كانوا يسيرون مع رسولالله(ص) في مسير، فنام رجل منهم، فانطلق بعضهم إلى نبل معه فاخذها، فلمّا استيقظ الرجل فزع، فضحك القوم، فقال: ما يضحككم؟ فقالوا: لا، الّا انّا اخذنا نبل هذا ففزع. فقال رسول الله(ص): لا يحلّ لمسلم ان يروّع مسلماً. 1
اصحاب رسول خدا(ص) براى ما روايت كردهاند كه همراه او در مسيرى حركت مىكردند و مردى از ميان آنها خوابيد. برخى از آنها تير او را برداشتند و چون آن مرد بيدار شد، ترسيد و آنان همگى خنديدند. حضرت فرمود: براى چه مىخنديد؟ گفتند: چيزى نيست، جز آنكه تير او را برداشتيم و او ترسيد. رسول خدا(ص) فرمود: جايز نيست بر مسلمان كه مسلمانى را بترساند.
مناوى در كتاب «فيض القدير» پس از نقل اين حديث در شرح آن مىگويد:
لا يحلّ لمسلم ان يروّع مسلماً وان كان هازلاً؛ كإشارة بسيف أو حديدة أو افعي أو اخذ متاعه، فيفزع لفقده؛ لما فيه من ادخال الأذى والضرر عليه، والمسلم من سلم المسلمون من لسانه ويده. 2