92نتواند بهديدار ما آيد، با دوستان شايسته ما ديدار كند، تا پاداش ديدار كردن ما براى او نوشته شود.
پس زيارت، واقعيتى است اصيل و عملى است حسى، عبادى، با آداب مخصوص و حالات متعالى.
زمان
اين بخش را در دو نگاه ياد مىكنم:
نگاه اول
زمان در گذار ظاهرى، ابر مانند بر بلنداى همۀ اعمال، يكسان مىگذرد، اما در گذار باطنى و مقدّر و بر پايۀ نگاه درون دينى و مذهبى، مثال ابرى كه آبستن رحمت است بر بالاى زمين و اهل آن مىگذرد، چنانكه امير سخن، آن تيزهوش بى مانند عليه السلام ، گذار زمان را به گذار ابر، و خود زمان را به ابر، همانند فرمود:
«الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَاب». 1فرصت، مثال گذار ابر، مىگذرد. از اين رو، دستهاى از اوقات با بعضى از اعمال، در فرود آمدن رحمت الهى، نقش و پيوند ويژه دارند، گويا ازدواجى است كه پنهانى و رازگونه بينشان صورت يافته و از پس آبستن شدن زمان، فرزند استجابت و تعالى و تقرب، زاييده مىشود. به تعبير دانشور بلندپايه، مرحوم سيد بن طاوس: همانا وقتهاى پذيرش، اسرارى دارد كه از آن خداوند است و جز با آيات و روايات شناخته نمىشوند. 2
و البته برابر با نظريۀ نوشته شدۀ علامه حسن زاده آملى: «برخى به معقول نيز شناخته و با شعورى مرموز ادراك مىشود»؛ 3 براى نمونه از عيد مبعث ياد مىكنم كه فرجام پاييدنهاى مناسبتهاى زمانيه، واسطۀ جناب رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و آغازگاه