90دارد اگر خشوع و نازك دلى يافت، وارد شود و الّا بهتر آن است كه زيارت را به زمان دل نازكى واگذارد. چون مهمترين هدف در زيارت، حضور قلب براى دريافت رحمتى است كه از سوى پروردگار نازل مىشود: و چون خشوع و رقّت قلب يافت وارد شود و گرنه بهتر، جستوجوى زمان رقّت قلب است؛ زيرا مهمترين هدف، حضور قلب به منظور رسيدن به رحمتى است كه از سوى پروردگار نازل است. 1
همچنين نهمين آداب زيارت را اين دانسته است: قلب را در تمام احوال هرجور كه مىتواند حاضر كند. 2 و نيز پنجمين آداب زيارت را اين دانسته است: زيارت به زبان مأثور است و سلام و حضور، كفايت مىكند. 3 البته شايد مقصود از حضور در اينجا، حاضر شدن در مزار باشد كه بعيد به نظر مىرسد. چون مىبايست حضور بر سلام، مقدم ياد مىشد.
2. مقصود از حالات در اينجا، شرايط مثبت باطنى است كه طهارتى است از جنس باطن براى مس باطن حقيقت متعالى؛ گريزى است از خودخواهى به سوى خداخواهى؛ اذن دخول است براى تشرف به اندرونى حقيقت؛ درآمدى است براى گذر از پوسته و رسيدن به هسته و درك ژرفاى حقيقت و حضور در محضر مزور و دريافت رضايت از دستان انسان كامل؛ «مهديا، پيشتر و بيشتر از زيارت، رضايتت را آرزو دارم كه بىزيارت مىتوانم سربلند و دل آرام بگذرانم، ولى بىرضايت تو، روزگارى هرچند هزاران بار به زيارت كعبه و عتبات عاليات حضور يافته باشم، سرافكنده و بدفرجام خواهم بود». 4
اساساً زاير واقعى و بهرهمند كسى است كه جانش را مالامال از فضايل كرده و با جانبخشى به زندگىاش، بين خود و مزور، سنخيت تام و تمام را براى رسيدن به