569رساندهاند و براى اثبات عقايدشان فتاوايى را نقل كردهاند. در اين قسمت به بررسى آن فتاوا مىپردازيم، و سپس جواز بلكه رجحان آن را با گواهى از كتاب و سنّت، به اثبات مىرسانيم.
در ابتدا بايد يادآور شويم كه انگيزۀ مسلمانان از گزاردن نماز و دعا نزد قبور اوليا، به هيچ عنوان چنين نمىباشد كه قبر آن بزرگواران را قبله قرار داده و به سوى آن نماز بخوانند كه با اين عمل شرك به حساب آيد و در واقع اين خود تهمتى بس بزرگ است به مسلمانان به خصوص شيعيان. زيرا هيچ مسلمان و هيچ شيعۀ اماميهاى رو به سوى هيچ قبرى هرگز نماز نمىگزارد و هر جا كه نماز بگزارد، چنانچه بخواهد نيت را بر زبان آورد مىگويد: نماز مىخوانم «قربة إلى اللّٰه» و هرگز به ذهنشان خطور نمىكند كه - العياذ باللّٰه - «نماز مىخوانم قربة إلى صاحب القبة». همچنين هنگامى كه آنها نماز زيارت مىخوانند «قربة الى اللّٰه» نيت مىكنند و سپس ثواب آن را به صاحب قبر، هديه مىكنند. واقعاً چگونه مىتوان مسلمان بود و قبله را كعبه دانست، آنگاه قبرى يا جايى را قبله قرار داد! مؤيد اين مطلب را كافى است در دعاهايى كه بعد از نماز زيارات اهل بيت عليهم السلام آمده جستوجو نماييم. همانگونه كه مثلاً در دعاى بعد از نماز زيارت امام حسين عليه السلام وارد شده است:
«اللهمّ إنّى صلّيتُ وركعتُ وسجدتُ لك وحدك لا شريك لك لأنّ الصّلوة والرّكوع والسّجود لا يكون إلا لك ... اللهمّ وهاتان الرّكعتان هدية منّى الى مولاى الحسين بن على عليهما السلام ». 1
بنابر اين انديشۀ شرك از طرف وهابيان، پندارى بيش نخواهد بود. زيرا اين مسأله زمانى شرك خواهد بود كه كسى در نزد قبور، بر صاحب قبر نماز بگزارد و او را بپرستد، يا او را قبلۀ خود قرار دهد، كه به طور مسلّم اين عمل شرك خواهد بود. اين در حالى است كه «انگيزۀ مسلمانان از گزاردن نماز و دعا نزد قبور اوليا، همان انديشۀ تبرك به مكانى است كه محبوب خدا در آنجا به خاك سپرده شده است و تصوّر