568در سند حديث سوم ابن لهيعه است كه ذهبى مىگويد: با حديث او نمىتوان احتجاج كرد. 1 و نيز از ابن مُعين نقل كرده كه او ضعيف است و به احاديثش احتجاج نمىشود. 2
اكنون ما از ضعف سند اين احاديث، به خاطر ورود آنها در كتب صحاح صرفنظر مىكنيم و دربارۀ دلالت آنها سخن مىگوييم: حديث ابوالهياج «مربوط به هدم و خراب كردن قبور همۀ عالم نيست؛ بلكه مورد خاصى بوده كه حضرت او را مأمور به آن كرده است. شايد برخى از قبور مشركين بوده كه مورد پرستش آنان قرار گرفته بوده است و بر فرض كه مطلق قبور بوده، چه ربطى به قبور انبياى الهى دارد كه به جهت توجه مردم به خدا از طريق آنان و اقامۀ شعاير الهى، بدون هيچ توجه شركآلود به آنان بنا شده است». 3
«همچنين اهل لغت و عرف به اين نكته توجه كردهاند كه مادۀ تسويه، در صورتى كه قرين مساوى با او ذكر نشود، به معناى صاف كردن آن است فى نفسه. و اين حديث اين چنين است؛ زيرا در آن نيامده كه آن را مثلاً با زمين مساوى كنيد پس معناى آن اين است كه هر قبرى كه به مانند كوهان شتر است، آن را صاف كن». 4 زيرا در روايات آمده كه تمام قبور شهدا همانند سنام و كوهان شتر بوده است. 5
لذا بعد از آوردن اين دلايل در مىيابيم كه اگر حرام بودن احداث و تعمير قبور شامل قبور انبيا و اوليا هم مىشد و اين مسأله از مسلّمات اسلام بود، هرگز سيرۀ مسلمين بر ساختن بنا روى قبور آنان، جارى نمىشد و اين امر واضحى است.
3. برگزارى نماز و دعا نزد قبور اولياى الهى
همانطور كه در گذشته بيان شد، وهابيان خواندن نماز و دعا را نزد قبور اهل بيت عليهم السلام نه تنها ممنوع دانستهاند، بلكه اين مسأله را از مرحلۀ ممنوعيت به مرحلۀ شرك