55
اركان زيارت
زيارت كه واقعيتى اصيل، عينى و خارجى است، نه پندارى، ذهنى و خيالى، آثار و بركات فراوان وجودى دارد و از سه ركن و پايۀ اصيل مركب است.
يكم. زاير، يعنى شخصى كه ميل و گرايش به چيزى يا كسى دارد.
دوم. مزور، يعنى زيارت شونده، شخص يا چيزى كه زاير ميل به سوى او دارد.
سوم. خصيصهاى نفسانى به نام گرايش قلبى كه با تكريم و تعظيم و انس گرفتن با مزور همراه است. روشن است كه هر يك از اين اركان سهگانه مختل شود يا از واقعيت و عينيت تهى باشد، زيارت تحقق نمىيابد و تنها پندارى از زيارت باقى مىماند؛ از اين رو در جايى كه مزور امرى موهوم و پندارى باشد و زاير خود را با امرى خرافى و به دور از واقعيت سرگرم كرده و بدان قصد و ميل پيدا كند، قطعاً زيارت راستين تحقق نيافته، آثار عينى و واقعى آن هم مترتب نخواهد شد؛ گرچه نبايد تأثير زيارت خيالى را انكار كرد.
بديهى است هر چه اركان سهگانۀ فوق از بنيان و اساس محكمترى برخوردار باشد، حقيقت زيارت وآثار آن نيز عينىتر و ظاهرتر خواهد بود. به عبارت ديگر، اگر زاير از معرفت و ايمان و كمالات وجودى والاترى برخوردار باشد، و همچنين اگر مزور شخصيتى ربانى و مؤثر در نظام هستى باشد، يا اگر تصميم و قصد با كمال معرفت و جديت و ارادۀ جزمى همراه باشد، قطعاً جلوۀ كاملترى از زيارت عرضه مىشود و حتماً تأثيرات چشمگير و گستردهاى خواهد داشت. و برعكس، هر چه اين اركان سه گانه به ضعف و سستى گرايد و از توان و صلابت لازم برخوردار نباشد، معنا و حقيقت زيارت وآثار آن نيز ضعيف و سست خواهد بود.
بنابراين، زيارت واقعيتى اصيل است و هرگز يك پندار خيالى و تهى از واقعيت نيست و اساساً همين نگاه هستى شناسانه به معنا و حقيقت زيارت است كه راه درست فهم چيستى زيارت و ماهيت پيچيدۀ آن را هموار مىكند؛ زيرا گرچه معناى شرح الاسمى زيارت آسان و گفتن آن روان است، اما معناى حقيقى آن با حقايق و معارفى