52حس حضور امام عليه السلام در صحنۀ زندگى را پيدا كند، خود را مخاطب سخنان او بداند و او را نيز مخاطب بداند، نه مغايب؛ از اين رو زيارتنامهها همه در قالب تخاطب و گفتوگوى طرفينى و متقابل ايراد شده است؛ سلامها، تحيتها و صلواتها همه به صورت خطابى انشا شده و حتى بيان اوصاف و ويژگىها نيز به صورت خطاب است؛ چنان كه مثلاً مىگوييم: «السلام عليك يا رسول اللّٰه»، «صلى اللّٰه على روحك الطيّب»، «أنت الذى...» و اين گونه گفتمانهاى حضورى در القاى حس حضور كمال تأثير را دارد. نيز طرح نيازهاى دنيوى و اخروى همه به صورت حضورى و تخاطب است و اين نيز در جهت حضور بخشيدن نقش مؤثرى دارد.
از نمونههاى بارز احساس حضور در زيارتنامهها،زيارت بارگاه حسينى عليه السلام است كه در ادب آن چنين آمده است: «دست چپ را روى قبر مىگذارى و با دست راست اشاره مىكنى و مىگويى: «السلام عليك يا ابن رسول اللّٰه إن لم أكن أدركت نصرتك بيدى فها أناذا وافد إليك بنصرتى قد أجابك قلبى و سمعى و بصرى وبدنى و رأيى و هواى على التسليم لك و الخلف الباقى من بعدك الأدلّاء على اللّٰه من ولدك، فنصرتى لكم معدّة حتّى يحكم اللّٰه بأمره و هو خير الحاكمين»؛ 1 درود بر تو اى فرزند پيامبر خدا، اگر زمان شما را درك نكردم تا شما را با دستم نصرت كنم، اما اكنون با همۀ وجودم، قلبم، گوش و چشمم، بدن و رأيم و همۀ خواستههايم تسليم امر شما هستم و در راه نصرت شما و جانشينان شما، يعنى راهنمايان به سوى خدا از فرزندان شما هستم. اكنون تمام نصرت و يارى من براى شما آماده است تا به هنگامى كه خداوند اراده و حكم كند و او بهترين حاكم است.
از همين بخش از زيارتنامه معناى انتظار و كيفيت آمادگى براى ظهور امام عليه السلام روشن مىشود، جان و دل، عقل و سر، رأى و هوا، همه را در راه دوست مهيا داشتن و بر اراده و خواست آنان خود را همسو كردن، روح انتظار است كه جمله «والخلف الباقى من بعدك» به اين معنا هم اشاره دارد.