51امام عليه السلام حضوراً گفتوگو مىكند و نياز وجودى خود را در هر زمينهاى از او مىطلبد.
خطابهاى زيارتى گاهى به حدى صريح و شفاف ادا مىشود كه گويا هيچ حجاب و فاصلهاى بين زاير و امام او نيست؛ با هر سلامش، جوابى و با سؤالش، پاسخى را به همراه دارد. خواستهاش بىاجابت نيست و نيازش بدون جواب نمىماند و اين ارتباط ملموس و زنده جز در سايۀ زيارتى با معرفت حاصل نمىشود. دربارۀ عرفان و معرفت زيارت بحثى را در پيش خواهيم داشت.
زيارت و زيارتنامه كتاب وجود انسان را در محضر ولى خدا باز مىكند و به نقاط نقص و ضعف و به فقر و عجز زاير اشاره مىكند، راه كمال و سعادت را مىنماياند و امام را به شفاعت مىطلبد و دهها و صدها نكتۀ حياتى و تربيتى را تذكر مىدهد. انسان را از غفلت و سهو درآورده، به وادى تنبه و تذكر مىكشاند. خصلتهاى ممدوح و پسنديدۀ اورا برجسته و احيا مىكند و خصلتهاى زشت و ناپسند او را با استغفار و طلب رحمت از خداوند برطرف كرده و با نظر مرحمت الهى جبران مىكند و بالأخره در كنار چشمۀ امامت كه عين الحيات است، انسان را شستوشو مىدهد و پاك و پاكيزه از ميخانۀ طهور امامت خارج مىشود و اين همان اثر زيارت است.
اين نگرش كه زيارت ارتباطى وثيق و زنده است، اقتضا مىكند كه انسان فاصلههاى زمانى ومكانى را پشت سر گذاشته و خود را در عصر ولى خدا و در زمان حضور او ببيند و كاملاً به محيط و فضاى حضور آن ولى درآيد و او را در تنهايى و غربتش حس و ادراك كند و در سختىها و مشكلات مطيع و ياور او باشد. تنها با چنين تلقى از زيارت است كه حضور و نقش امام را در عرصۀ اجتماع با همۀ وجود مىيابد، دعوت و نداى او را لبيك مىگويد، امرش را اطاعت و نهيش را تبعيت مىكند و اجتماع را آن گونه كه او خواسته و اراده كرده مىسازد.
سرّ بيان خصايص و نيز رويكردها، نقطه نظرها، سيرتها و سنتهاى آن مواليان كريم در زيارتنامهها نيز همين است كه انسان خود را با خواستهها و ارادات آنها تطبيق دهد و از مسير ترسيمى آنها فاصله نگيرد. تنها كسى از زيارت بهرۀ كامل مىبرد كه