444روح دلباخته به پاكان و قلبى كه مفتون محبت خداست و با خداييان پيوند باطنى دارد، اينگونه محبت خود را ابراز مىكند. اين شيوهاى جديد و بدعتى نوظهور نيست، بلكه در زمان خود پيامبر اسلام هم معمول بوده است. حتى دربارۀ خود پيامبر اسلام، آمدن اويس قرنى به مدينه براى ديدن پيامبر اكرم معروف است.
عروة بن مسعود ثقفى در سال حديبيه ديده است كه چگونه اصحاب پيامبر، آب وضو و غسل او را به عنوان تبرك برمىداشتند و تار موى حضرت را نگه مىداشتند.
پس از فراغت از نماز، دست حضرت را بوسيده و بر سر و صورت خويش مىكشيدند. وقتى بلال حبشى مازاد آب وضوى آن حضرت را آورد، مردم براى برداشتن آن، بر سر او ريختند و حتى اگر آب به كسى نمىرسيد، از رطوبت آبى كه در دست مسلمانان ديگر بود، بر خود مسح كرده، تبرك مىنمود... . 1
زيارت، تداوم همين خط است و تبرك و توسل و استشفا و استشفاع، فيضگيرى از آن معنويات است، كه سيره و روش گذشتگان صالح ما نيز همين بوده است.
11. زيارت، قلمرو دل و وادى محبت
توجه به اين نكته لازم است كه وادى زيارت، بيش و پيش از آنكه وادى معقولات و محاسبات عقلى باشد، وادى دل و جذبۀ درون است. زاير اگر بداند و بشناسد كه مورد زيارت كيست؟ هرگز نمىپرسد: كجاست؟ به راه مىافتد و همچون حضرت خضر، به دنبال آب حيات، و همانند حضرت موسى عليه السلام در پى «عبد صالح» روان مىگردد تا برسد و بيابد و بهره برگيرد و كامياب شود. زيارت از اين مقوله است. پيوند قلبى است،محبت و علاقه است.
آنچه زاير را به پيمودن راهها و طى مسافتها و تحمل رنج سفر و بيم باديه و استقبال از خوف و خطر وامىدارد، كشش درونى و علاقۀ قلبى اوست. اگر عشق آمد،