373وساطت در فيض است كه از خداوند، اما از كانال اوليايش، به ما مىرسد.
وقتى كه زيارت ائمه عليهم السلام و پيوند با آنان در تطهير جانها و اصلاح اخلاق و تربيت نفوس مؤثر است، اين خود، نوعى هدايت و امامت و رهبرى ائمه را مىرساند. اين هم نوعى شفاعت است كه در همين دنيا اثرش روشن مىشود و به تعبير شهيد مطهرى: «شفاعت رهبرى» و «شفاعت عمل» است. 1
براى وجودهاى گريزان از مركزيت توحيد و فطرت و پاكى، نيروهاى جاذبۀ معنوى لازم است تا اين تعادل و حركت در «خط سير» و شناورى در «فلك فوز و فلاح» را هماهنگ و برقرار سازد. با كار گريز از مركز و جاذبه، تعديل فراهم مىشود.
مزارهاى معصومين عليهم السلام ، كانونهاى جاذبهدار، براى كشش فطرتها و دلهاى مستعد، به خير و صلاح است.
و بالأخره زيارت، عامل «توجه به خدا»، «تقرب به خدا»، «تحول روحى» و «توبه و گناهزدايى» است. اينهاست آثار تربيتى و نقش سازندۀ زيارت اولياى خدا. به شرط آنكه زاير، عارف باشد؛ عارف به حق ائمه و مقام و شخصيتشان، عارف به وظيفۀ خود در مقابل امامان. اين چشمانداز را در حيات شخصيتهاى برجسته و انسانهاى نمونه مىتوان يافت و به محدوده اين قلمرو وسيع با توجه به عظمت مقام ائمه عليهم السلام مىتوان پى برد.
امامان، كه «انسانهاى برتر»اند، شخصيتى دارند كه حد و مرز تعالى انسان را نشان مىدهند. آنان، چون «انسان»اند، الگوى انسانها هستند، وگرنه قابل تأسى نبودند.
انسان كامل بودن آنان، به ما نشان مىدهد كه تا كجاها مىتوان پر كشيد و طيران كرد و كمال يافت.
به زيارت اين اسوهها رفتن، ما را به آن قلهاى كه بايد برسيم، به آن حد و مرزى كه بايد قدم بگذاريم، و به آن مرتبهاى كه بايد نايل شويم، «راهنمايى» مىكند.