366نادرست است و هم از لحاظ دلالت مربوط به مدعاى وهابىها نيست و نيز مربوط به قبور كفار و كسانى است كه قبور افرادى را براى خود قبله اتخاذ مىكردند و همانند بتپرستها آنها را پرستش مىنمودند كه براى بررسى جزييات اين بحث، لازم است به كتب مربوطه مراجعه شود. 1
نظر مرحوم كاشف الغطا
آيت اللّٰه العظمى حاج شيخ جعفر كاشف الغطا، در رسالهاى كه در جواب نامۀ سلطان عبد العزيز بن محمد بن سعود دومين حاكم آل سعود، نوشت دربارۀ تعمير قبور و ساختن بنا روى آنها مىنويسد: زمانها و شرايط در مورد افعال و اعمال مردم تأثير دارد و بر همين اساس، مسلمين بهخصوص پيشوايانشان در صدر اسلام از لحاظ لباس و غذا و مسكن و حتى تعمير قبور رعايت اضعف مردم را مىكردند، ولى بعدها كه رفاه نسبى پديد آمد و گشايشى در اعمال آنان در اين زمينهها آشكار گرديد، از اين رو اگر در صدر اسلام در مورد مساجد و مشاهد مشرفه تجليل زياد نمىكردند، دليل آن نمىشود كه در اعصار بعد كه زندگى عمومى رونق گرفته، تجليل كامل صورت نگيرد و مجاز نباشد. و چون تجليل از آن قبور از عوامل حفظ آنها از اندراس و احترام به صاحبان آنها و ادامۀ راه آنهاست، از اين رو به مرور زمان، در تجليل و رونق آنها افزودند و صرف نظر از عمومات آيات و سيرۀ مسلمين در طول تاريخ، روايات فراوانى نيز از طريق ما در استحباب اين كار رسيده كه تنها به روايت زير اكتفا مىشود: 2
ابو عامر تبانى واعظ اهل حجاز مىگويد : خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و عرض كردم: اى فرزند رسول خدا پاداش كسى كه قبر امير المؤمنين عليه السلام را زيارت و تعمير كند، چيست؟ فرمود: اى ابا عامر پدرم از پدرش و او از پدرش، على عليه السلام روايت كرده