269ملاحظه مىشود كه به علت عدم آشنايى زايران با تاريخ كعبه و انحرافهاى به وجود آمده از آنها استفادۀ ابزارى مىشود و هيچ سخنى از اين همه انحراف از سنت نبوى به ميان نمىآيد.
7. انحصارطلبى
زايرى كه وقت محدود دارد، قوانين را نمىداند، از تخصص علم رجال و درايه و...
برخوردار نيست، دلهرۀ سفر دارد و... بايد الزاماً كتابهايى را بخواند كه دچار انحراف هستند، يا سخنان و خطابهاى را بشنود كه حق دفاع از خود را ندارد و حتى نسبت يك درصد هم براى او ارزش قايل نمىشوند كه جوابى بگويد، آيا اين انحصارطلبى در تبليغ و ترويج عقايد يا قرائت يك فرقه خاص از قرآن و سنت، از مصاديق بارز استفادۀ ابزارى از زاير نمىباشد؟!
8. محو آثار باستانى
زاير با آموختههاى خود از احاديث و روايات، وارد مسجد النبى يا خانۀ كعبه مىشود.
او در تاريخ اسلام، كوچۀ بنى هاشم، نخلستانهاى على عليه السلام ، مسجدى كه سدّ الأبواب إلّا بابه را در روايات دربارهاش ديده است، مسجد ذوقبلتينى كه داراى دو قبله بوده است ... و صدها آثار باستانى ديگرى كه در ذهن دارد، وارد مكه و مدينه مىشود.
در آنجا هيچ نشانهاى از منزل حضرت زهرا عليها السلام را نمىيابد، اما با پلاك قبر عمر و عثمان مواجه مىشود. آيا اين تلاش در راستاى ستمهاى جديد به فاطمه زهرا عليها السلام نيست؟! آيا اينها استفادۀ ابزارى از زاير نمىباشد؟!
9. زيارتنامه جعلى!
در تمام ايام سفر و اماكن زيارتى مثل قبرستان بقيع، كوه احد، غار حرا و غار ثور و... با تابلوهايى مواجه مىشويم كه چون از پيامبر صلى الله عليه و آله روايتى نداريم كه در اينجا آمده باشند و كارى انجام داده باشند، پس ما هم اين اعمال را روا نمىدانيم.