230نيز چنين است. بسيارى از اين آتشكدهها به نام نذركننده و وقفكنندۀ خويش نامگذارى شده بودند. شك نيست كه زمينهاى فراوان و خواستهها و ثروتهاى بىكران نذر و وقف آتشكدهها مىشد...». 1
قبل از اين كه در مورد چگونگى ادارۀ امور موقوفات و تشكيلات ديوان اوقاف در دورۀ ساسانيان بحث كنيم، خلاصهاى از وضعيت طبقاتى و ديوانى و سازمانهاى ادارى اين دوره را بيان مىنماييم. اهميتى كه ديوان و كاركنان آن - دبيران - در حفظ و ايجاد تمركز و وحدت داشتند، از نقشى كه ديوان بعدها در دوران عباسيان در ادارۀ امور پيدا كرد، به خوبى برمىآيد.
عنوان پارهاى از صاحب منصبان ادارى اين عصر كه در روايات اسلامى هست و البته در طى اصلاحات ادارى وظايف آنها نيز مكرر عرصۀ تحول شده است، به هر حال تصورى از تنوع و وسعت وظايف ادارى آنها را به دست مىدهد. اين عنوانها از جمله شامل مشاغل؛ شهر آمار دبير، كذك آمار دبير، گنج آمار دبير، داد آمار دبير، آخور آمار دبير، آتش آمار دبير، روانگان دبير؛ مىشد كه از اين جمله دو عنوان اخير شامل شغل متصدى آتشگاهها و امور خيريه، و دو عنوان نخست شامل مسئول درآمدهاى دولتى و سلطنتى بود. 2 مشخص است كه ادارۀ امور نذورات و موقوفات آتشگاهها و نظارت بر درآمد اراضى موقوفۀ مربوطه و هزينۀ آنها با متصدى آتشگاهها بوده است.
در واقع مىتوان شغل مذكور را به وزير اوقاف يا رييس سازمان اوقاف در دوران معاصر مشابه دانست.
كريستين سن هم از قول خوارزمى، دبيران دولتى را چنين مىشمارد: «داد ديبهر (دبير عدليه)، شهر آمار ديبهر (دبير عوايد دولت شاهنشاهى)، كذك آمار ديبهر (دبير عايدات دربار سلطنتى)، كنز آمار ديبهر (دبير خزانه)، آخور آمار ديبهر (دبير اسطبل شاهى)، آتش آمار ديبهر (دبير عايدات آتشكدهها، درآمد نذورات و موقوفات