219پراهوم 1 مىخواندند و در مراسم دينى، مؤمنان هر يك جرعهاى مىنوشيدند..
هنگام انجام مراسم سرود خواندن و اجراى تشريفات و ستايش اهورامزدا، گياهان خوشبو و چوبهاى ويژه در آتشدان نهاده مىشد. كلمۀ «هاونى» نيز معنى بامداد را مىدهد و هاون گاه يعنى بامدادان. واژۀ رتو 2 \رد يعنى سرور، جمع آن ردان مىشود سروران، مثلاً رد خانواده، يعنى سرور خانواده. همچنين رد معنى روحانى و موبد را هم مىدهد. 3
واژههايى كه در اوستا به مفهوم نذر، بخشيدن و وقف است
دا 4.
دا در فرس هخامنشى مصدر است به معنى دادن، بخشيدن، بخشودن، ارزانى داشتن، ساختن، آفريدن، نهادن، گماشتن و فرونهادن، كه در پهلوى داتن و در فارسى دادن شده است. دا گاهى به معنى نگهدارى و پرستارى كردن، و نيز در راه خدا بخشودن هم آمده است. دا به عنوان صفت به معنى داده شده يا دهنده و بخشنده نيز ديده مىشود.
از همين بنياد است داترز، در پهلوى داتارو در فارسى دادار كه به معنى بخشنده يا بخشايشگر و آفريدگار است. در برخى از جاها نيز به معنى انديشيدن و شناختن آمده است. به طور كلى منظور نذر و وقف كردن و در راه خداوند انفاق كردن است. 5
مثال:
يسنا هات 4:
بند 1. اين پندارهاى نيك و گفتارهاى نيك و كردارهاى نيك، اين هومها و ميزدها و زورها و به رسم از روى راستى گسترده شده و گوشت خوشى دهنده، رسايى