208انباشته مىگشت و به راه خير و سازندگىهاى نيك چون بنيانگذارى و احداث نوانخانهها، آموزشگاهها و يا بيمارستانها، يعنى بناهاى موقوفهاى كه واقف آن همگان بودند مىانجاميد. 1
2. اشوداد: اينگونه دهش و كمك را بخشش در راه پارسايى و نيكى گفتهاند، چه دهشمند و شخص نيكوكار به هنگام اين گونه بخشش تنها به پاس نيكى و نيكوكارى و عمل صالح اين كار را انجام مىدهد. به گفته ديگر، شايد بتوان گفت: اشوداد، دهش و كمك از چيزهاى جابهجا شدنى نيست. همواره خانه، زمين، بوستان، كشتزار يا از اين گونه دارايى را به نيايشگاه و آتشكده واگذار مىكردهاند، يعنى در واقع املاك مذكور را نذر و وقف مىنمودهاند. گردانندگان نيايشگاهها يا موبدان و روحانيونى كه كارشان سامان دادن به اشودادها (اين گونه نذورات و موقوفات) بوده است، نمىتوانستند دارايىهايى كه از راه اشوداد به نيايشگاه داده شده (وقف گرديده) را به فروش برسانند. اشوداد دربارۀ پارسايان و يا موبدان گاهى شده است. حتى آنان نيز پروانۀ فروش اشوداد (وقف) را نداشتهاند. همان طور كه ملاحظه مىشود، مىتوان اشوداد را گونهاى از پيوسته نيكى يا وقف دانست. 2
3. گاهنبار: يكى از سنن ايرانيان باستان كه براى داد و دهش و خير و خيرات برگزار مىشد، مجالس شش گاهنبار يا گهنبار بود. اين آيين بسيار قديمى است. در زمان، يا پس از ظهور زرتشت، تغييراتى در روش برگزارى گهنبار داده شد. در ابتدا بخشهايى از اوستا را موبدان مىخواندند، آنگاه سفرۀ عام مىكشيدند و هركس - اعم از فقير و غنى - بر سر سفرۀ گهنبار مىنشستند و از آن استفاده مىكردند. اين روش تا زمان انوشيروان ساسانى ادامه يافت. در زمان او به علت اوج گرفتن فاصلۀ طبقاتى بين مردم، تغييراتى در آيين گهنبار به وجود آمد.