201
وَ الَّذِينَ هٰادُوا وَ الصّٰابِئِينَ وَ النَّصٰارىٰ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ ...». 1
مرحوم علامه طباطبايى در تفسير الميزان ذيل آيۀ مذكور مىنويسد: «منظور از مجوس قوم معروفى هستند كه به زرتشت گرويده و كتاب مقدسشان اوستا نام دارد .... و در قديم الايام مجوسيان در ايران و چين و هند وغير آنها آتشكدههايى داشتند و وجود همۀ عالم را مستند به اهورامزدا دانسته و او را ايجاد كنندۀ همه مىدانستند». 2
از اين آيۀ شريفه و ترجمه و تفسير آن كه در الميزان خيلى مفصل نقل شده معلوم مىشود كه قرآن كريم ملت مجوس را اهل كتاب دانسته و آن طايفه را با يهود و نصارى كه از امم خداپرست و داراى احكام و شريعت متقنى بودند، در يك دريف آورده و كلمۀ مجوس را با واو وصل به ايشان مىپيوندد و به توسط حرف موصول دوم (كلمه الّذين)؛ آنان را از مشركين جدا مىسازد. در ضمن ذكر حديثى از ابا عبداللّٰه عليه السلام راجع به مجوس در انتهاى آن از قول پيغمبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «مجوس را پيغمبرى بوده است كه او را بكشتند و كتابى آورد كه آن را بسوزانيدند و بر دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود». 3 مىدانيم كه كافران و دشمنان زرتشت او را به شهادت رسانيدند و كتاب اوستا نيز در حملۀ اسكندر به ايران به آتش كشده شد. در اينجا به ذكر چند نمونه از سرودههاى خود زرتشت كه در بخش گاتهاى اوستا آمده، مىپردازيم كه دليلى است بر يكتاپرستى ايرانيان باستان كهنترين و مطمئنترين قسمت اوستا بخش گات مىباشد.
«اوست نخستين انديشهگرى كه با نور خود افلاك را درخشان ساخت و با نيروى خرد خويش راستى بيافريد تا نيك انديشان را يار و پشتيبان باشد. اى هستى بخش و داناى بزرگ؛ اى كسى كه هميشه در هر حال يكسانى، با روح مقدست فروغ ايمان را در قلب ما بر افروز». 4