159همان تداعى كنندۀ زيارت قلبى است. چون در ادامه مىفرمايد كه زيارت او در واقع همان زيارت مزداست.
و از اين دست زيارتها بسيار است كه در جاى جاى اوستا قرار دارد. البته در ادامۀ يشتها بندهاى «مهر نيايش» و «ماه نيايش» و... هم وجود دارند كه ستايش از آفريدههاى خداوند كريمند و به نظر مىآيد كه اين بندها مربوط به دخل و تصرفات گوناگون در يشتها و در اوستا است. كه هم همخوانى با بندهاى ديگر ندارد و هم در ستايش جمادات و نباتات، گاه غلو ديده مىشود كه بيشتر مىتوان آن را مداخلۀ افكار ميترائيسم در انديشههاى زرتشت ناميد. در اين بندها رگههايى از ثنويت هنوز باقى مانده است.
زيارت در آيين يهود
قوم بنى اسرائيل علاوه بر اينكه از مزار و مقبرۀ پيامبران خود و كنيسههاى مقدس زيارت مىكنند، داراى زيارتنامهها و سرودهاى مقدسى هستند كه از جانب پيامبران خود به يادگار دارند. مانند سرود موسى در تورات و مزاميرهاى حضرت داود و حضرت سليمان و سرودهاى پيامبران بنى اسرائيل كه در نوع خود بىنظيرند. زيارت حضرت موسى در كوه نور و ملاقات او با نماد الهى و صحبت كردن با حضرت حق، خود نمايى از زيارت در اين آيين است. بررسى زيارت در آيين يهود از اين نظر كه دين بسيارى از مردم ايران بوده وهست قابل ارزش است. در تورات در سفر خروج زيارت موسى عليه السلام است كه به نوعى زيارت قلبى با خداى كريم است:
«آنگاه موسى و بنى اسرائيل در ستايش خداوند اين سرود را خواندند:
خداوند را مىسراييم كه شكوهمندانه پيروز شده است
او اسبها و سوارانشان را به دريا افكنده است
خداوند قوت و سرود و نجات من است
او خداى من است، پس ستايش مىكنم