158شناختم اى مزدا، كه از روى خرد، به درون انديشه كردم، سپس دريافتم كه تويى خرد كل جهان، و چون در انديشه تو را يافتم، در سراسر هستى نيز تو را ديدم، تويى كه آغازى و تويى كه انجامى و تويى كه خداوند جان و خرد و سرور راستى هستى». 1
بنابراين اگر گسترۀ دينى مردم ايران را زرتشتى بدانيم، مردم ايران يك زيارتگاه به نام آتشگاه داشتند كه در آن عبادت مىكردند و توسل مىجستند و از موبدان و دانشمندان يارى مىطلبيدند. كه در واقع همان زيارت از مكانهاى زيارتى است و در نوع ديگر زيارت كه همان زيارت قلبى يا باطنى است، نيز در اوستا مشهود ديده مىشود. و قسمت يشتها از كتاب اوستا سرشار از اين زيارت باطنى به ارواح مطهر يا انسانهاى پاك و آبرومند درگاه خداوند است:
«فروهرهاى نيرومند پاكان را مىستايم كه آبها را كه پس از آفرينش ساكن بودند، روان كردند به سوى سرزمينهاى مزدا آفريده تا خشنود گردانند اهورامزدا وامشاسپندان را». 2
و يا در جايى ديگر در يشتها مىخوانيم:
«مىستايم اشى وَنگوهى را كه زيبا اندام است و گردونهاش به استوارى روان است، كه بخشندۀ ثروت و بركت است، و درمان بخش نيرومند و بسيار هوشمند. از مزداست، همچنانكه امشاسپندان از اويند. داننده است، همچون سوشيانتها، چون خوب ستايش شود، به ستايشگر دانايى و شناسندگى بخشد، خواه اين آيينگزارى از سرزمينهاى دور باشد يا نزديك، و هر كه بستايد وى را، چونان است كه مهر را ستوده باشد». 3
بنابراين افراد چه دور باشند و چه نزديك، مىتوانند آيين عبادى را انجام دهند كه