93براى ايجاد نخلستان آماده كرد و نخلستان بزرگى پديد آورد. در منطقه عصبه، غرب مسجد قبا، چاهى حفر كرد كه اهالى منطقه از آن سيراب مىشدند. او همچنين بركه خشكى را كه نزديك كوه احد و متعلق به بنىحسين بود، خريد و آنجا را با آبهاى مدينه پر كرد تا محل شرب اهالى شود؛ چنانكه خبرش به ما رسيده است. در گذشته آب آن چهارده قسمت مىشد و در هر هفته بين خانوادهها مىگشت؛ اما او با كندن چاه بزرگتر، آن را به شانزده قسمت تقسيم نمود. ما [ضامنبن شدقم] در آن وقت به سن تكليف نرسيده بوديم و فقط از وقايع آن شنيديم.
او نقابت را به دو منصب تقسيم كرد كه تا آن موقع سابقه نداشت و براى هريك نايبى برگزيد كه در امور نقابت مشاركت كنند. يك قسمت خانه اموال مردگان و لقطه و زمينهاى موات را براى فروش قرار داد كه مصرفش براى دولت حسينى باشد، مادامى كه مالك آن ثابت نشود (مجهول المالك).
از تركه معصومبيك، وزير سلطان عجم كه به اشتباه در حج كشته شد، صد هزار دينار به احمد نقيب ارث رسيد كه او آن مبلغ را به سلطان حسنى داد و او [سلطان حسنى] نيز دو هزار دينار را به عنوان هديه به احمد برگرداند. فرزندش محمد، برايم روايت كرد كه پدرم 25 سال نقيب سادات مدينه بود و در اين شهر وفات يافت و نزديك بقعهائمه(عليهم السلام) در بقيع به خاك سپرده شد و اين، در نيمه ربيعالثانى 948ه.ق اتفاق افتاده است.
پس از وفات احمد، نقابت به پَستى گراييد و لباس حزن و گريه را بر تن كرد و ساختمان مستحكمى كه بنيان گذاشته شد، به خرابى رفت و