92پيروى نخواهند كرد و آنان را نااميد مىسازند و به قتل و آوارگى و پراكنده مىكنند».
سپس احمد نقيب، خدمتگزار سلطان بيتالله الحرام، شريف حسنبن ابىنمىبن محمدبن بركات حسنى از آلقتاده شد. كلامش بين خاص و عام پذيرفته مىشد و هيبتى به هم زد. سلطان، اعتماد خاصى به او داشت و از اركان دولتش شد و به وسيله او اموالش زياد گشت. تمام سخنرانىها و شئون مملكت به عهده احمد بود و سلطان هرگز در امورات مملكتى با رأى او مخالفت نمىكرد؛ مگر اينكه به گرفتارى سختى دامنگير شود.
امور سياسى و اجتماعى و رياست دولت به عهده او بود. گفتارش بين قضات و تمام فرقهها نافذ بود. كارهاى اميران و حكام به دست او انجام مىشد. او به تنهايى، خريد و فروش صدقات اشراف باديه را قبل از تقسيم انجام مىداد و هيچ يك از بستگان خود را در آن مشاركت نمىداد؛ مگر با اجازه و اطمينان قبلى و حسن نيت و خدمتگزارى.
با نظر و مشاركت او چاه مسجد شجره كه وزير سلطان عثمانى ساخته بود، تعمير شد. با وجود آنكه سلطان از برخى سادات باديه مدينه خوف داشت، با نظر او، حاكم مدينه از سادات حسنى منصوب شد.
او بدون خونريزى، ينبع را كه در آن شورش شده بود، فتح كرد و سپس خيبر را با مشاركت امير مدينه و ينبع به تصرف خود درآورد. او سيد قوم و بزرگ طايفهاش در عصر خود بود. تمام دستورات و احكام به او ختم مىشد و همه مسائل امرا و خانوادهها در اراده او بود.
او در اين خانواده، برترين بود و اطراف مدينه شريفه، زمينهاى تازهاى را