135
والبحر ما جاءه... 1
كيف تري فيه والأشجار همدتها
...، هنوز خشكى به درياها نرسيده، اين امر چگونه ممكن است؟ و درختان نيز هنوز نابود نشدهاند.
ما بال من مهطع والرأس مقنعة
والداع لم يدع للساعات ايتها
آن كسانى را كه شتاب دارند، چه شده است؛ درحالىكه سر هنوز رو به بالاست و به اطراف خود مىنگرد و دعوتكننده و ندادهنده حق، هنوز مردم را به سوى پروردگار و فراخوانى روز قيامت دعوت نكرده؟ چگونه است كه مردم، هراسان و شتابان در حال حركتاند، حال آنكه هنوز قيامت فرا نرسيده است؟
ناس سكاري و ما هم بالذي سكروا
واقعة انزلت جلت مصيبتها
مردم مستاند؛ اما آنان با آن چيزى كه تصور مىشود، مست نشدهاند، بلكه حادثهاى رخ داده كه مصيبتش بسيار بزرگ است.
حداد هبت مع الركب سمايمها
من طيبة سعرت تشتد لوعتها
عزادارى و سوگوارى كه بادهاى گرم و سوزان آن، همراه شترسواران از سرزمينى طيبه وزيده است؛ طيبهاى كه آتش آن برافروخته شده و شعلههاى آتشش هر لحظه برافروختهتر مىشود و شدت مىگيرد.
تنعى عشيا صبيحا وهو خير فتى
نجل سعفى رضى النفس بهجتها
طيبه، شب و روز براى وفاتش ناله و زارى و شكايت مىكند؛ زيرا او بهترين جوانمردى بود كه به خود ديده بود؛ زيرا او فرزند سعد، و بسيار خوشاخلاق و پاكدل بود، و همه از او راضى و خرسند بودند.
بضع سنين مضت بالفرس غيبته
والأرب أرجو فزادت فيَّ لوعتها