134نزد شاه عباس صفوى بردند و او را احترام و اكرام كردند و از او خواستند دستكم سالى يك بار به ايران مسافرت كند. شاه عباس از احوال سادات بنىحسين و اهل مدينه از او پرسيد. وى ضمن جواب، از ايشان خواست كه توجه ويژهاى به آنان مبذول شود. شاه عباس نيز علاوه بر موقوفاتى كه بر حرمين شريفين وقف نمود، براى عتبات عاليات نيز موقوفاتى وضع كرد.
سيد سليمان در بصره نيز با سيد عبدالرضابن طبيب بصرى و حكيم، پاشا حسينبن على در ربيعالاول 1077ه.ق ملاقات داشت. او در بغداد وفات يافت و عمويش در عزايش قصيدهاى به نام «كاسيه» سرود كه به شرح ذيل است.
عم دجي الليل والضحوات ظلمتها
وكان بدر السما والشمس رادتها
تاريكى شب و تيرگى چاشتگاه، همهجا را فرا گرفت؛ درحالىكه ماه در آسمان، و خورشيد در حال تردد و رفت و آمد بود.
كيف الزمان انقلابه ولم يحن
تكوير الشمس ولا النجوم كدرتها
چگونه است كه دگرگونى زمانه و روزگار فرا رسيده، درحالىكه هنوز نور و فروغ خورشيد در هم پيچيده نشده، و هنوز ستارگان، روشنايى و فروغشان را از دست ندادهاند و رو به تاريكى ننهادهاند؟
والصحو باد لذي الأبصار مبصرة
والعين عن علة بانت سلامتها
روشنايى آفتاب و درخشندگى آن، هنوز آشكار است و براى موجوداتى كه از حس بينايى برخوردارند، قابل رؤيت و مشاهده است و چشم بر اثر يك بيمارى سلامتى خود را از دست داده و هنوز نور آفتاب و روشنايى را مىبيند.