108او را دوست خود مىشمرد. اگر عمروبن عاص زنده بود، از رويارويى با او حيا مىورزيد و به سيادت و آقايى او اعتراف مىكرد و او را استاد خود مىشمرد و مىگفت: «جنگ صفين پايان نمىپذيرفت، مگر به كمك تو».
بار سوم كه سيد محمد از نقابت سادات معزول گشت، آماده جنگ با دولت حسنى شد و بر باديه ظفير مسلط گشت و با يارانش آنچه بود، انجام داد و غنيمتهاى فراوانى گرفت. او سرانجام در چهارشنبه، ده صفر 1016ه.ق، نزديك كوه شمر در جايى كه آن را وسمه مىخوانند، كشته شد و او را كفن كردند و در غارى نزديك آن كوه، بدون غسل و نماز دفن كردند و قائل به شهادت او بودند. اما برادرانش در مدينه غايباً بر جنازهاش نماز خواندند و خداوند عذابش را زياد كند. از او فقط يك دختر به جا مانده است. 1
سيد ضامنبن شدقم حسينى، شرح حال كاملى از وى بيان مىكند كه به قسمتهايى از آن اشاره مىشود:
علىبن حسن النقيب، متوفاى 1033ه.ق و مؤلف كتاب زهرة المقول فى نسب ثانى فرعى الرسول، درباره سيد نورالدين على نقيب كه جدّ اوست، مىنويسد:
شدقمبن ضامن حسينى، كه به آنان شداقمه مىگويند، صاحب يك پسر به نام على و دو دختر به نام فوز و غنيمه بود.
علىبن شدقم، سه پسر به اسامى حسن، زويحم، سعد و يك دختر به نام عتيقه داشت. زويحم صاحب پسرى به نام حميس شد كه به